مبادى ملكهاى
مبادى مشتق از سنخ ملكات نفسانى مبادى ملكهاى ، از اقسام مبادى مشتقات بوده و در جايى است كه مبدأ مشتق از نوع ملكات نفسانى مىباشد ؛ يعنى حالات و كيفيات نفسانى كه در نفس انسان بر اثر ممارست و تكرار پديد مىآيد و به سادگى زايل نمىگردد ، مانند : ملكه اجتهاد و طبابت ؛ بر خلاف حالات نفسانى كه زودگذر مىباشد .
نكته :
تلبس فعلى مشتقات به مبادى ، به سبب اختلاف مبادى ، گوناگون مىگردد . در مبادى ملكهاى تا زمانى كه ملكه نفسانى در شخص وجود دارد ، تلبس آن فعلى است ، بنابراين ، تا وقتى ملكه اجتهاد در شخص وجود دارد ، تلبس او به مبدأ اجتهاد بالفعل است ، و لو اينكه در عمل ، اجتهادى انجام ندهد .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 166 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 61 - 60 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 62 .
محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 127 .
ذهنى تهرانى ، محمد جواد ، تحرير الفصول ، ج 1 ، ص ( 316 - 314 ) .
مبادى منطقى اصول فقه
مباحث منطقى دخيل در فهم اصول فقه مبادى منطقى اصول فقه ، به معناى مسائل منطقىاى است كه دانستن آنها براى فراگيرى اصول فقه ضرورى است ، همانند مبحث دلالت كه در مباحث الفاظ كاربرد دارد و يا مانند دانستن شكلهاى مختلف قياس منطقى براى استنباط حكم شرعى .
براى مثال ؛ جهت استفاده وجوب نماز از آيه
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » ، *
دانستن شكل و قياس منطقى براى انتاج وجوب شرعى از اين آيه ، ضرورى است ؛ به اين بيان كه :
1 . « اقيموا » فعل امر است ( صغرى ) ؛
2 . هر فعل امرى ، در وجوب ظهور دارد ( كبرى ) ؛
3 . « اقيموا » در وجوب ظهور دارد ( نتيجه ) .
پس از قياس اول ، قياس ديگرى تشكيل مىشود :
1 . « اقيموا » در وجوب ظهور دارد ( صغرى ) ؛
2 . ظواهر قرآن حجت است ( كبرى ) ؛
3 . ظهور « اقيموا » در وجوب ، حجت است ( نتيجه ) .
رشتى ، حبيب الله بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 3 .
مبادى وجوب
شروط جعل وجوب براى موضوعى خاص مبادى وجوب ، مقدماتى است كه سبب مىشود حكم وجوب براى موضوعى جعل گردد . اين مبادى عبارت است از :
1 . وجود مصلحت ملزمه در متعلق حكم ؛
2 . اراده أكيد و شوق شديد مولا به آن .
بنابراين ، وقتى مولا چيزى را تصور كرد و پس از بررسى ، تصديق نمود كه در آن مصلحت ملزمه مصلحتى كه تحصيل آن الزامى است وجود دارد ، به آن شوق اكيد پيدا كرده و حكم وجوب را نسبت به آن جعل مىنمايد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 163 .
همان ، ج 2 ، ص 223 .
مبانى اجتهاد
ر . ك : مقدمات اجتهاد .
مبدأ اشتقاق
ر . ك : مبادى مشتقات
مبدأ عرضى متأصل
ر . ك : مبادى عرضى
مبدأ مشتق
ر . ك : مبادى مشتقات
مبطلات علت
امور كاشف از عدم علّت وصف در قياس فقهى امورى كه كاشف از عدم عليت وصف در قياس مىباشد ، مبطلات علت ناميده مىشود ؛ به بيان ديگر ، مبطلات علت ، طرقى است كه دلالت مىكند بر اينكه وصف خاص در قياسى خاص ، صلاحيت علت بودن را ندارد .
به مبطلات علت ، قوادح علت و مفسدات علت نيز گفته مىشود . برخى از اين مبطلات عبارت است از : عدم تأثير ؛ عدم عكس ؛ فرق ؛ فساد وضع ؛ قلب ؛ كسر ؛ معارضه .
نكته :
درباره تعداد مبطلات علت بين اصولىهاى اهل سنت اختلاف وجود دارد ؛ « شافعيه » آن را شش مبطل ذكر كردهاند :
نقض ؛ عدم تأثير ؛ كسر ؛ قلب ؛ قول به موجب ؛ فرق ، و « فخر رازى » تعداد آنها را پنج مبطل دانسته است . « 1 »
« ابن حاجب » آنها را تا 25 نوع شمرده است و سپس همه آنها را به منع و معارضه برگردانده است . همچنين ، « شوكانى » تا 28 مبطل را ذكر نموده است . « 2 »
زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 4 ، ص 119 .
آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 2 ، ص ( 360 - 324 ) .
هامش
( 1 ) . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 5 ، ص 235 .
( 2 ) . زحيلى ، وهبه ، اصول الفقه الاسلامى ، ج 1 ، ص 685 و 700 .