در مبحث الفاظ ، يك بحث كبروى و يك بحث صغروى وجود دارد . هدف از بحث كبروى ، اثبات حجيت ظواهر الفاظ ، و مقصود از بحث صغروى ، تشخيص صغراهاى اصالت ظهور است ؛ براى مثال ، بعد از تشخيص اينكه « امر در وجوب ظهور دارد » ، آن را صغراى « هر ظهورى حجت است » قرار داده و سپس حكم وجوب را نتيجه مىگيريم .
نكته اول :
براى تشخيص ظهور الفاظ در معانى ، سه راه ذكر شده است :
1 . وضع واضع ، مثل : ظهور عام در عموم ؛
2 . اطلاق كلام و مقدمات حكمت ، مثل : ظهور مطلق در اطلاق ؛
3 . حكم عقل ، مثل : ظهور صيغه افعل و ماده امر در وجوب .
نكته دوم :
درباره ظواهر الفاظ ، در دو بخش مواد الفاظ مثل : « ض ، ر ، ب » و هيئت الفاظ مثل : هيئت « افعل » بحث مىشود . در هيئت هم از دو جهت ( يكى هيئت مفردات ، مثل : هيئت امر و نهى و مشتق ، و ديگرى هيئتهاى جملات تركيبيه ، مثل : هيئت جمله شرطيه و . . . ) گفتوگو مىشود . « 1 »
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 15 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 54 - 53 ) .
[ مبادى ]
مبادى اجتهاد
ر . ك : مقدمات اجتهاد
مبادى احكام
مباحث پيرامون مقدمات و لوازم احكام مبادى احكام ، به مباحث مربوط به احوال احكام ( مقدمات و لوازم ) گفته مىشود .
توضيح :
هريك از احكام تكليفى ، داراى مباديى است كه با طبيعت آن توافق دارد ، مثلا مبادى حكم وجوب آن است كه اراده شديد و مؤكد به آن تعلق گرفته باشد ، كه مبدأ اين اراده نيز مصلحتى است كه به خاطر شدت مطلوب بودن آن ، مولا اجازه ترك آن را نمىدهد .
همچنين ، مبادى حكم حرمت آن است كه مبغوضيت شديد به آن تعلق گرفته است ، كه مبغوضيت نيز از مفسدهاى ناشى مىشود كه به خاطر آن مولا اجازه انجام آن را نمىدهد .
همچنين است احكام تكليفى ديگر ( كراهت ، استحباب و اباحه ) .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 233 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 164 - 163 ) .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 320 .
اصفهانى ، محمد تقى بن عبد الرحيم ، هداية المسترشدين فى شرح معالم الدين ، ص 431 .
مبادى احكامى اصول فقه
امور مقدماتى علم به حكم شرعى مبادى احكامى اصول فقه ، از اقسام مبادى علم اصول فقه ، و به معناى يك سلسله امورى است كه مربوط به احكام شرعى بوده و علم به احكام شرعى ، بر علم به آنها متوقف مىباشد .
علم به حكم تكليفى و حكم وضعى ، تعريف ، اقسام و احكام هريك و همچنين علم به حالات و عوارضى كه بر حكم شرعى عارض مىشود ، مثل تضاد آنها با يكديگر و نيز بحث از استقلالى بودن جعل در احكام وضعى يا انتزاع آنها از جعل احكام تكليفى و امكان اجتماع امر و نهى و غيره ، از مباحثى است كه در اين عنوان قرار مىگيرد .
نكته :
بحث از مبادى احكامى ، به علم اصول فقه اختصاص دارد و در علوم ديگر ، مبادى احكامى وجود ندارد .
در كتاب « فوائد الاصول » آمده است :
« و وجه اختصاص المبادى الاحكامية بعلم الاصول هو انّ منه يستنتج الحكم الشرعى و واقع فى طريق استنباطه » . « 1 * »
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص ( 9 - 8 ) .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 233 .
مبادى اراده
مقدمات تحقق اراده
مبادى اراده ، مقدماتى است كه تحقق اراده به وجود آنها بستگى دارد . اين مقدمات عبارت است از :
1 . تصور فعل ؛
2 . تصديق به مصلحت و فايده آن ؛
3 . ميل و رغبت ؛
4 . عزم ؛
5 . شوق مؤكد يا اراده .
بعد از اين مقدمات ، معلول ، كه همان حركت به سوى مطلوب است ، خواهد آمد .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 28 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 5 ، ص 52 .
همان ، ج 9 ، ص 352 .
هامش
( 1 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 114 - 113 ) .
( 1 * ) . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 27 .