2 - وضعى كه مناط و علت حكم است و با وجود آن حكم موجود و با عدمش حكم موجود نمىباشد .
اقسام حكم به نسبت علت :
احكام شرعى دو قسمند : 1 - احكام تعبدى كه عقل علت آنها را درك نمىكند مانند قيام براى نماز 2 - احكام معلله : كه اكثر احكام شرعى را شامل مىشود و صلاحيت اصل قرار گرفتن براى احكام را دارند كه هرگاه در بين علت اصل و فرع وحدت باشد فرع بر اصل قياس مىشود ، بنابراين علت مهمترين ركن قياس است .
علت بر دو قسم است :
1 - منصوص العلة 2 - مستنبط العلة .
عمد : سخن يا عملى كه با قصد انجام مىشود .
قتل عمد :
قصد كشتن به وسيله چيزى كه اغلب كشنده است .
عمرى :
آن است كه شخص به ديگرى مىگويد ، اين خانه در ايام عمر من يا تو از آن تو باشد .
عمره :
زيارت خانه خدا در مكه مكرمه با بستن احرام و طواف و سعى بدون توقف در عرفه . فرق بين حج و عمره هم از نظر زمان است كه حج اوقات مشخصى دارد و هم برخى احكام آن مانند وقوف در عرفه و مبيت در مزدلفه با عمره فرق مىكند .
عمرى :
نوعى از هبه است كه شخص خانهاش را در مدت عمر خود يا موهوبله به او براى سكونت مىدهد .
عمولة :
مزدى كه دلال يا وكيل يا كارگر در مقابل كارش به نسبت مشخصى از سود ، دريافت مىكند .
عموم البلوى :
انتشار و شيوع كار حرام بهگونهاى كه اجتناب از آن بر مكلف دشوار باشد مانند موسيقى كه اگر قائل به حرمت آن باشيم چون يك موضوع همگانى شده و در راديو و تلويزيون به عناوين مختلف پخش مىشود و در چنين موردى حكم آن رخصت است .
مثل گلولاى خيابان .
« ما عمّت بليته خفّت قضيته » .
عنّه :
ناتوانى مرد از انجام عمل