پافشارى بر گناهان صغيره و دورى از اعمال پست و خلاف مروت وامىدارد .
شرطهاى آن : اهليت ، شايستگى دينى ، شايستگى در مروت .
مائده / 8 ، نحل / 90
عدّه :
مدت زمانى كه زن شوهردار پس از طلاق يا وفات همسرش انتظار مىكشد تا رحم او از وجود جنين پاك شود .
انواع عده : عده عقد فاسد يا وطى شبهه ، عده زنى كه مدخول بها نيست ، عده زنى كه دچار حيض مىشود ، عده زنى كه خون ندارد و حامله نمىشود ، عده مستحاضه ، عده كافر ، عده زوجه صغير و مجبوب و خصى ، عده زوجه مفقود ، عده زوجه مرتد . عده با قرء ، عده با ماه ، عده با وضع حمل .
عدل :
گاهى لفظ عدل اطلاق مىشود و يكى از اين معنا از آن اراده مىشود . 1 - عادل 2 - مساوات بين مردم مانند عدالت ولىامر و قاضى ، عدل در بين همسران ، عدل در بين اولاد در عطايا 3 - نهادن هر چيزى در جاى خود . نساء / 58
عدوى :
انتقال بيمارى از شخصى به ديگرى ، مسرى بودن .
عذر :
سببى كه موجب إباحه رخصت مىشود . كهف / 76
مسائل عذر : 1 - زوال عذر ، چه زمانى حكم به زوال عذر مىشود ، هرگاه عذر قبل از انجام واجب زائل شود ، هرگاه پس از پايان انجام واجب زائل شود ، هرگاه پس از انجام برخى از واجب زائل شود .
عذرهاى مشروع :
1 - دشوار بودن انجام واجب مانند سلس البول بودن 2 - مشقتى كه بر خلاف معمول در انجام واجب عارض مىشود مثل بيمارى ، عذر در گرفتن حق ، ترس .
آثار عذر : إباحه رخصت ، عدم گناه ، عدم قضا .
عذره :
نجاست انسان .
عذره :
بكارت زن .
عرافه :
داراى دو معنى است :