تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
1 - استدلال بر امور غائب با مقدمات منطقى يا علمى 2 - ادعاى شناخت غيب بدون مقدمات منطقى يا علمى .

عريه :

درخت خرمايى كه صاحبش آن را به ديگرى مىدهد تا يك يا دو سال محصولش را بخورد .

عرايا :

بيعى است كه شخصى از ديگرى مقدارى رطب در مقابل وزن آن از خرماى خشك براى خوردن خانواده‌اش مىخرد .

عربون :

مالى است كه مشترى به فروشنده مىدهد مبنى بر اينكه اگر كالا را پسنديد به عنوان قيمت محسوب شود و اگر پشيمان شد از آن فروشنده باشد .

عرج :

لنگى ، موجب معاف شدن از برخى تكاليف مىشود ، عيب در كالا ، قربانىكردن حيوان لنگ جايز نيست .

عرس :

عروسى ، اعلام آن واجب است و موسيقى و آواز در آن جايز است . نسائى / باب ازدواج و وليمه دادن در آن سنت است .

عرض :

كالاهايى كه مكيل و موزون و حيوان و مستغلات نباشند .

عرض :

آبرو ، ناموس .

عرف :

آنچه را كه عقول آدميان گواهى داده و در نفوس آنان استقرار يافته و طبيعتهاى سالم بشرى آن را پذيرفته است . أعراف / 199

عرف :

عادت اكثر ملتى در قول يا عمل . عرف در امورى كه ضابطه شرعى ندارند حجت است ، و داراى اقسامى است : 1 - قولى 2 - فعلى 3 - عام 4 - خاص .

عرف :

هرگاه نصى يا اجماعى بر معتبر بودن يا باطل بودن آن نباشد به عنوان دليل كاشف به آن عمل مىشود .

عرفة :

اسم كوهى است مشرف بر منى كه 25 كيلومتر از مكه دور است و حاجيان در روز نهم ذى الحجه در آن توقف مىكنند و يكى از اركان حج است . بقره / 198

عرنه :

منطقه‌اى در اطراف مكه به سمت مزدلفه و منى و مكه است و داخل آن جزء عرفه نيست و توقف
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 185 | جلال جلالى زاده