5 - ترجيح يكى از جوانب دعوى 6 - اعتبار آن در حيض و نفاس .
عادى :
داراى دو معنى است :
1 - مال كهنهاى كه مالكش شناخته نمىشود 2 - چيزى كه به آن عادت شده است .
عاقد :
كسى كه طرف عقد واقع مىشود ، طرفين عقد را متعاقدين مىگويند .
عارض :
چيز عارضى كه قبلا نبوده و بعدا پديدار گشته است .
اقسام آن : 1 - عارضه آسمانى مثل جنون و بيمارى 2 - عارضه كسبى 3 - عارضه ذاتى ( شخصى ) مثل انتخاب ايمان پس از كفر 4 - عارضه غريب مثل اكراه در بيع .
عاريه :
عاريه از تعاور به معناى تناوب و تداول است ، عبارت است از تمليك منفعت بدون عوض بهطور موقت يا بهطور اطلاق به شرط بقاى عين . داراى چهار ركن است : 1 - معير 2 - مستعير 3 - معار 4 - صيغه .
عوارض أهليت :
امورى هستند كه بر انسان عارض مىشوند و موجب زائل شدن أهليت يا ناقص شدن يا تغيير برخى احكام آن مىشود و اين عوارض بر دو گونهاند : آسمانى و اكتسابى .
مدّعا رضى : حرف مدى كه هرگاه براى ضرورت وقف ، پس از آن سكون عارضى بيايد مانند :
« الحمد للّه رب العالمين » .
عازب :
مردى كه به سن رشد رسيده اما ازدواج نكرده باشد .
عاشر :
داراى دو معنى است :
1 - دهمين 2 - گردآورنده ماليات ، كسى كه ولىامر مسلمين او را منصوب نموده تا از بازرگانانى كه از مرز عبور مىنمايند يك دهم ماليات را بگيرد .
عاشوراء :
روز دهم ماه محرم ، روزى كه خداوند موسى را از غرق شدن نجات داد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش از واجب شدن روزه ماه رمضان آن را روزه مىگرفت .
عافية :
هر طلبكننده روزى أعم از