تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
5 - ترجيح يكى از جوانب دعوى 6 - اعتبار آن در حيض و نفاس .

عادى :

داراى دو معنى است : 1 - مال كهنه‌اى كه مالكش شناخته نمىشود 2 - چيزى كه به آن عادت شده است .

عاقد :

كسى كه طرف عقد واقع مىشود ، طرفين عقد را متعاقدين مىگويند .

عارض :

چيز عارضى كه قبلا نبوده و بعدا پديدار گشته است . اقسام آن : 1 - عارضه آسمانى مثل جنون و بيمارى 2 - عارضه كسبى 3 - عارضه ذاتى ( شخصى ) مثل انتخاب ايمان پس از كفر 4 - عارضه غريب مثل اكراه در بيع .

عاريه :

عاريه از تعاور به معناى تناوب و تداول است ، عبارت است از تمليك منفعت بدون عوض به‌طور موقت يا به‌طور اطلاق به شرط بقاى عين . داراى چهار ركن است : 1 - معير 2 - مستعير 3 - معار 4 - صيغه .

عوارض أهليت :

امورى هستند كه بر انسان عارض مىشوند و موجب زائل شدن أهليت يا ناقص شدن يا تغيير برخى احكام آن مىشود و اين عوارض بر دو گونه‌اند : آسمانى و اكتسابى . مدّعا رضى : حرف مدى كه هرگاه براى ضرورت وقف ، پس از آن سكون عارضى بيايد مانند : « الحمد للّه رب العالمين » .

عازب :

مردى كه به سن رشد رسيده اما ازدواج نكرده باشد .

عاشر :

داراى دو معنى است : 1 - دهمين 2 - گردآورنده ماليات ، كسى كه ولىامر مسلمين او را منصوب نموده تا از بازرگانانى كه از مرز عبور مىنمايند يك دهم ماليات را بگيرد .

عاشوراء :

روز دهم ماه محرم ، روزى كه خداوند موسى را از غرق شدن نجات داد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش از واجب شدن روزه ماه رمضان آن را روزه مىگرفت .

عافية :

هر طلب‌كننده روزى أعم از