در آن براى حاجيان رفع تكليف نمىكند .
عرى :
عريان شدن ، لخت شدن ، داراى اقسامى است : لخت شدن در خلوت ، در حضور مردم ، لخت كردن ميت در هنگام غسل ، لخت كردن كشتگان دشمن ، نماز شخص عريان ، طواف شخص عريان .
عزل :
بركناركردن ، عزل امير المؤمنين ، عزل والى ، عزل وصى ، عزل وكيل ، عزل بيمار از افراد سالم ، عزل از زوجه ، عزل زكات و صدقه ، اعتزال مرد از زنش در هنگام حيض و زايمان . نساء / 91
عزل :
انزال و ريختن منى در خارج از رحم براى جلوگيرى از انعقاد نطفه .
عزيمة :
ضد رخصت ، آنچه كه به فرمان خداوند واجب شده باشد .
عسب الفحل :
آب حيوان نر پيش از آنكه وارد رحم ماده شود . أجرتى كه صاحب حيوان به خاطر آن مىگيرد .
عشر :
بر دو چيز اطلاق مىشود :
1 - آنچه كه از زكات محصول كشاورزى و منابع طبيعى گرفته مىشود 2 - مالياتى كه از بازرگانان كافر گرفته مىشود .
عشر :
ده ، 1 - ده روز آخر ماه رمضان 2 - ده روز ذىحجه .
فجر / 2
عدّ :
آبى كه هميشه روان و جارى است مانند آب چشمه .
عصابة :
داراى دو معنى است :
1 - باند روى زخم ، پانسمان ، 2 - گروهى از مردم .
عصبه :
در اصطلاح كسى است كه اگر تنها خودش باشد همه ارث به او مىرسد يا آنچه كه از صاحبان فرض بماند به او مىرسد و اگر مالى اضافى از صاحبان فرض نماند سهمى به او نمىرسد .
عصبة :
عصبه مرده ، پسران و خويشاوندان مذكر او هستند ، عصبه بالنفس عصبه بالغير ، عصبه مع الغير .
عضل :
داراى دو معنى است :