تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
در آن براى حاجيان رفع تكليف نمىكند .

عرى :

عريان شدن ، لخت شدن ، داراى اقسامى است : لخت شدن در خلوت ، در حضور مردم ، لخت كردن ميت در هنگام غسل ، لخت كردن كشتگان دشمن ، نماز شخص عريان ، طواف شخص عريان .

عزل :

بركناركردن ، عزل امير المؤمنين ، عزل والى ، عزل وصى ، عزل وكيل ، عزل بيمار از افراد سالم ، عزل از زوجه ، عزل زكات و صدقه ، اعتزال مرد از زنش در هنگام حيض و زايمان . نساء / 91

عزل :

انزال و ريختن منى در خارج از رحم براى جلوگيرى از انعقاد نطفه .

عزيمة :

ضد رخصت ، آنچه كه به فرمان خداوند واجب شده باشد .

عسب الفحل :

آب حيوان نر پيش از آنكه وارد رحم ماده شود . أجرتى كه صاحب حيوان به خاطر آن مىگيرد .

عشر :

بر دو چيز اطلاق مىشود : 1 - آنچه كه از زكات محصول كشاورزى و منابع طبيعى گرفته مىشود 2 - مالياتى كه از بازرگانان كافر گرفته مىشود .

عشر :

ده ، 1 - ده روز آخر ماه رمضان 2 - ده روز ذىحجه . فجر / 2

عدّ :

آبى كه هميشه روان و جارى است مانند آب چشمه .

عصابة :

داراى دو معنى است : 1 - باند روى زخم ، پانسمان ، 2 - گروهى از مردم .

عصبه :

در اصطلاح كسى است كه اگر تنها خودش باشد همه ارث به او مىرسد يا آنچه كه از صاحبان فرض بماند به او مىرسد و اگر مالى اضافى از صاحبان فرض نماند سهمى به او نمىرسد .

عصبة :

عصبه مرده ، پسران و خويشاوندان مذكر او هستند ، عصبه بالنفس عصبه بالغير ، عصبه مع الغير .

عضل :

داراى دو معنى است :
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 186 | جلال جلالى زاده