إعاده :
أنجام دادن مجدد عملى در وقت آن بهگونهاى كاملتر . يونس / 4
إعاره :
اجازه استفاده از مالى براى مدتى بدون دريافت عوض همراه با بقاى اصل مال . تمليك منافع بدون دريافت عوض به شرط آنكه عين مال بازگردد . مباح گردانيدن استفاده از منافع است بدون پرداخت عوض .
إعانه :
مساعدت و كمك در غير از وقت سختى و بدون شتاب . فرقان / 4
إعتاق :
عتق در لغت به معناى بخشندگى است ، آزادكردن برده .
إعتدال :
استوار و رعايت ميانهروى در انجام كارها .
إعتراف :
اقرار شخص دربارهء موضوعى كه به زيان او و به نفع ديگرى باشد . توبه / 102 ، غافر / 11
إعتراض :
انكار درست بودن ادعا با دليل .
إعتصار :
منع و نگهدارى و گرفتن آبميوه ، پشيمانى از بخشيدن .
يوسف / 36
إعتقال :
دربند كشيدن و زندانى كردن .
إعتكاف :
ماندن و توقفكردن در مسجد با نيت تقرب به خدا .
بقره / 187
إعتماد مستندى :
نامهاى كه بانك به يكى از شعبههاى خود مىنويسد تا مبلغى را به شركت وارداتى بپردازد و يا او را ضمانت نمايد ( گشايش اعتبار ) .
إعتياض :
گرفتن عوض و بدل .
أعجف :
لاغر .
إعراض :
روى برتافتن فردى از مال تحت تملك خودش به نيت ترك مالكيت . نساء / 128
إعسار :
كسى كه دارايى او به اندازه بدهىاش نباشد ، او را معسر و آن حالت را اعسار مىنامند چنانچه حاكم شرع حكم به إعسار شخصى داد آن شخص را مفلس و حالت وى را إفلاس مىنامند .
ناتوانى از اداى حقوق مالى كه بر ذمه شخص است كه آثارى بر آن مترتب است : 1 - فسخ عقدهايى كه قابل فسخاند 2 - مهلت دادن به