إفتداء :
فديه دادن . آل عمران / 91 ، بقره / 229
إفتضاض :
از ميان برداشتن ( پاره شدن ) پرده بكارت .
إفراز :
جداكردن ، تقسيمكردن مال مشاع ، تقسيم مال مشاع به نسبت سهم هريك از شركا .
إفساد :
چيزى را از درجه سودرسانى انداختن ، تباهكردن .
إفضاء :
در لغت به معناى باز و فراخ كردن است . پارهكردن پرده بكارت يا برداشتن پرده بين مجراى بول و حيض و يا بين مجراى ذكر در فرج زن و مجراى بول در اثر عمل جنسى ، يكى شدن مجراى بول و حيض يا حيض و غائط بر اثر مقاربت .
إفلاس :
ورشكستگى و ناتوانى انسان در بازپرداخت ديون ، كسى كه بدهىاش بيشتر از مالش باشد .
أقارب :
خويشاوندان سببى و نسبى ، كه داراى احكامى هستند .
نساء / 7 و 23
إقاله :
داراى دو معنى است : فسخ عقد و دست از كار كشيدن و بر كنار كردن ؛ برهم زدن و فسخ معامله با رضايت و سازش طرفين .
إقامة الصلاة :
اعلام شروع نماز با الفاظ مخصوص . شورى / 38
إقامت :
سكنى گزيدن شخص در جايى كه در مواقع ضرورى بتوان به او دست يافت .
إقتار :
بخل ورزيدن ، برعكس إسراف . فرقان / 67
إقباض :
كنار كشيدن خويش از مالكيت مالى براى تملك آن توسط ديگرى . توبه / 67
إقتداء :
ارتباط دادن نماز با نماز ديگران و پيروى از امام ، پيروى كردن . أنعام / 90
إقتصاد :
ميانهروى ، نه افراط نه تفريط . مائده / 66 ، لقمان / 32
إقتضاء :
استيفاء و دريافتكردن .
إقرار :
خبر دادن از ثبوت حق به نفع ديگرى و به زيان خويش . اقرار ممكن است صريح باشد مثل له على ألف و يا اينكه ضمنى باشد