مانند اينكه بگويد : من به احمد بدهكار بودم ولى آن را پرداخت كردم .
داراى اقسامى است : به حق ، به نسب ، تعليق ، مركب ، مقيد ، منافى ، اقراركننده را ( مقّر ) كسى را كه به نفع او اقرار شده ( مقرّله ) و مورد اقرار را ( مقرّبه ) مىنامند .
إقطاع :
واگذارى زمين از سوى حكومت به افراد .
أقط :
كشك .
أقصى الحمل :
بيشترين مدتى كه جنين در شكم مادر مىماند .
إقعاء :
دو نوع است : نشستن بر سرين و چسباندن زانو به سينه و گذاشتن دستها بر زمين ، نشستن به گونهاى كه سرينش را بر پاشنهاش و دستهايش را بر زمين مىگذارد .
أقل طهر :
كمترين مدت پاكى زن در ميان دو حيض كه پانزده روز است .
أقلف :
پسرى كه ختنه نشده باشد .
اكتحال :
سرمه كشيدن .
إكتناز :
گردآورى مال ، استفاده نكردن از مال و نگهدارى آن به سبب عدم نياز به آن در حال و آينده . توبه / 34 و 35
أكدريه :
يكى از مسألههاى تقسيم ارث است كه در تقسيم ارث در بين جد و خواهر ، فقها دچار اختلاف شدهاند ، اگر زنى بميرد وارثان ، شوهر ، مادر ، جد و خواهر باشند ، زوج 2 / 1 ، مادر 3 / 1 ، جد 6 / 1 ، خواهر 2 / 1 ، چون 4 بر جد و خواهر قابل تقسيم نيست مسأله در 27 تصحيح مىشود .
إكراه :
واداركردن ديگرى به انجام يا عدم انجام كارى بدون رضايت او ، اما اگر واداركردن به حق باشد إجبار است . إكراه موجب فساد عقد ، عهد و معامله مىشود زيرا در معامله و عقد رضايت طرفين شرط است .
اكراه بر دو قسم است : 1 - ملجىء 2 - غير ملجىء .
1 - إكراه ملجىء عبارت از تهديد به كشتن يا قطع عضو كه موجب زوال قصد و اختيار مىشود 2 - إكراه