إشاعه :
پراكندن مالكيت هريك از شريكان در تمامى بخشها و اجزاى مال . نور / 19
أشربة :
نوشيدنىها كه داراى انواع و احكام و آثارى است .
إشعار :
اعلامكردن ؛ شكافتن كوهان شتر و جارى شدن خون آن تا دانسته شود كه حيوان هدى [ قربانى ] است و به او آسيب نرسانند . كهف / 19
إشهاد :
شاهد گرفتن .
أشهر حج :
ماههاى حج كه عبارتند از : شوال ، ذى القعده ، ذى الحجه .
بقره / 197
إصلاح :
زدودن فساد ، اصلاح بين خصمين ، اصلاح زمين .
أعراف / 56 و 85
اصحاب فرائض :
ورثهاى كه سهم آنان در قرآن مشخص شده است .
نساء / 7
اصل مسأله :
عبارت است از عدد سران ورثه .
أصلع :
طاس ، شخصى كه موهاى سرش ريخته باشد .
أصيل :
شخصى كه در انجام كارى نيازمند به اذن ، اجازه و دستور كسى نباشد به مكفولعنه كه از سوى مكفولله از او مطالبه حق مىشود أصيل مىگويند .
إضحاك :
خندانيدن كه داراى حكم و آثارى مىباشد . نجم / 43
أضحيه :
حيوانى كه در أيام قربانى با نيت انجام سنت ذبح مىشود .
إضراب :
دست از كار كشيدن به عنوان اعتراض ( اعتصابكردن ) امروز يكى از روشهاى احقاق حق توسط كارگران است .
اضطباع :
بيرون آوردن گوشهء ردا از زير بازوى راست و انداختن آن بر شانه چپ علت ناميدن اضطباع براى آن است كه دو بازويش ظاهر مىشود .
إضطرار :
حالتى كه مكلف ناچار به ارتكاب عمل حرام يا ترك عمل واجبى شود . بقره / 173 ، نحل / 115
إطعام :
غذا دادن . بلد / 14 ، مجادله / 94