إستياك :
مسواك زدن .
إستيصاء :
پذيرفتن وصيت .
إستيلاد :
أم ولد شدن .
إستيطان :
اقامت در جايى ، وطن گزيدن .
إستئمان :
أماننامه گرفتن ، در نزد فقها عقد استرسال و استسلام است . أمان دادن يكى از مسلمانان به جنگجوى مخالف .
إستيفاء :
گرفتن حق بهطور كامل .
إستيفاء دين از مرهون :
اگر راهن در سر موعد دين را پرداخت نكرد قاضى دين مرتهن را از بهاى آن تأديه مىكند .
إستيام :
طلب كالا براى فروش .
إسدال :
آويزانكردن پيراهن و مانند آن .
إسراف :
تجاوز از حد اعتدال در كارهاى حلال ، تجاوز از حد در هزينهكردن مال . أعراف / 31 ، أنعام / 141
إسقاط :
اعتبار انداختن از حقى أعم از مالى يا غير مالى ، گاهى مراد از آن سقط جنين است و گاهى إسقاط حق يا ملك است . اگر حق بر ذمه شخص نباشد مانند حق شفعه و حق سكونتى كه به آن وصيت شده باشد .
إسلام :
ايمان آوردن به خدا و پيروى از دستورات او و ايمان آوردن به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و برنامهاى كه آورده است . حجرات / 17 ، أنعام / 14
اسواق :
جمع سوق ، بازارها .
إسهام :
قرعه انداختن . فرقان / 7
إشتباه :
آميختن دو امر بدون دليل ترجيح .
اسباب اشتباه : اختلاف خبردهندگان ، شك ، نادانى ، فراموشى ، ابهام ، اختلاف فقيهان ، اختلاط .
إشاره :
رساندن مفهوم به شكل تلويحى ، كه گاهى با لفظ و گاهى با جوارح صورت مىگيرد . مريم / 29
إشتراك :
شراكت دو يا چند نفر در مالى .
اسباب اشتراك :
1 - عقد 2 - ارث 3 - بخشش 4 - اختلاط 5 - مصلحت .
زخرف / 39