إستلام :
به معناى دست زدن و لمسكردن است مانند إستلام
حجر الاسود : لمسكردن حجر الاسود در هنگام طواف .
إستلحاق :
درخواست نسبت دادن فرزند .
إستماع :
گوش دادن به سخن به نيت فهميدن آن ، كه داراى انواع گوناگون است : گوش دادن به قرآن ، آيهى سجده ، خطبه ، آواز و موسيقى ، إستراق سمع .
أعراف / 204 ، يونس / 42
إستمتاع :
حاصل شدن آنچه كه موافق طبع و موجب لذت است : كه احكام مباح ، حرام و مكروه را شامل مىشود . نساء / 24 ، أحقاف / 20
إستمهال :
فرصت و مهلت خواستن . طارق / 17
إستمناء :
انجام دادن عملى با خود كه موجب خروج منى شود . خارج كردن منى به صورت عمدى بدون جماع و عمل زناشويى . قيامه / 17
إستناد :
ثبوت حكم با تأثير قهقرائى ، يعنى حكم در زمان حال بهسبب تحقق علتش ثابت مىشود سپس اين حكم بهسبب ثبوت در زمان حاضر قهقرائى برمىگردد تا در گذشته ثابت شود ، اين اصطلاح حنفيه است ولى شافعيه اصطلاح تبين را به كار مىبرند .
إستنثار :
آب را با بينى بالا كشيدن سپس آن را با فشار به بيرون پاشيدن .
إستنجاء :
پاككردن مجراى ادرار و مدفوع از نجاست به وسيله آب يا سنگ .
إستنشاق :
داخلكردن آب در بينى و بيرون ريختن آن .
إستطابه :
خود را پاككردن .
إستهلاك :
مصرفكردن ، فقها مال را بر دو قسم تقسيم كردهاند :
1 - استهلاكى 2 - استعمالى .
إستهلال :
هر نشانهاى كه بر زنده بودن نوزاد مانند گريه ، نفس كشيدن و حركت ارادى دلالت كند ، بلندكردن صدا .
إستيداع :
مالى را به رسم امانت به كسى دادن ، امانت سپردن .