Doubt
شكّ
E
E
1 - نماد قضيّهء سالبهء كليّه . مأخوذ از نخستين
nego
حرف مصوّت
2 - نماد قضيّهء موجههاى كه جهت آن موجبه است و اصل قضيّه ، سالبه .
Element
هريك از افراد نسبت به كلّى يا طبقهاى كه بدان تعلق دارد .
Enthymeme
1 - قياس مبتنى بر تشابه و علامت .
( Boe ? ce )
و منطقيان 2 - در اصطلاح بوئس
جديد ، قياسى كه يكى از مقدمات يا نتيجهء آن محذوف باشد ( قياس ضمير ) .
Enunciation
بيان يك حكم يا يك مسأله ، و حتى يك دستور . البته معمولا به جملهء اخبارى اطلاق مىشود .
Epagoge
استقراء
Epagogic
استقرائى
Epicheirema
1 - در اصطلاح ارسطو : قياس جدلى يا خطابى كه مقدّمات آن از مشبّهات باشد و آن در مقابل
( Apodictic syllogism )
است . قياس برهانى
2 - در اصطلاح منطقيان جديد : قياسى كه هر مقدمهء آن همراه با اثبات باشد .
Epimenide
نامى است كه به نوعى سفسطه معروف به سفسطهء دروغگو اطلاق شده است .
اپىمنيد كه خود از اهالى كرت بود مىگفت اهالى كرت هميشه دروغ مىگويند .
حال دربارهء اين شهادت مىتوان گفت : اپىمنيد از اهالى كرت است . پس دروغ مىگويد :
بنابراين اهالى كرت دروغگو نيستند .
و اگر اهالى كرت دروغگو نيستند پس اپىمنيد هم دروغگو نيست .
اين اصطلاح در زمان ما در معنى وسيعترى به كار مىرود .
Equivalence ( - mutual inclusion )
تساوى ( يعنى تساوى دو مفهوم در مصاديق )
Equivocal
1 - مشترك لفظى . يعنى لفظ مفرد يا مركّبى كه معانى متعدّد داشته باشد .
2 - داراى ابهام و ايهام . يعنى لفظى كه مىتوان بطرق مختلف آن را تفسير كرد . و بنابراين داراى نوعى ابهام و ايهام است و نمىتوان آن را در ذيل نوع معيّنى جاى داد .