Equivocation
1 - اشتراك لفظ
2 - لفظ يا عبارتى كه قابل تفسيرهاى مختلف باشد .
Equivocation fallacy
مغالطهء به اشتراك لفظ
Eristic
فنّ استدلالهاى منطقى ظريف و موشكافانه ، همراه با تردستى در استدلال ، و مخصوصا به استدلالهاى فريبنده و حقنما و احتجاجهاى سفسطى اطلاق مىشود .
Error
اشتباه ، خطا
Essence
ماهيّت ، ذات
Essential
ذاتى
Eternally necessary
ضروريّهء ازليّه
Evidence
بداهت ، اوّلى بودن ، بيّن بودن . ( معنى اين اصطلاح در انگليسى بسيار وسيعتر از فرانسه و آلمانى و ايتاليايى است ، و به هرنوع يقين چه مستقيم و چه غير مستقيم ، حتى به بداهت تاريخى و به شهادت ساده و نيز به شاهد اطلاق مىشود ) ( لالاند ) .
Evident
بديهى ، اوّلى ، بيّن ، ضرورى ( در مورد قضايا ) وصف قضيّهاى كه هركس آن قضيّه را به خوبى دريابد ، نتواند در درستى آن ترديد روا دارد .
Exceptive propostion
قضيّهء داراى استثنا ، قضيّه مستثنى منه . يعنى قضيّهاى كه در حالى كه محمولى را براى موضوعى اثبات مىكند ، يك فرد يا تعدادى از افراد ، يا يك نوع يا تعدادى از انواع را از آن استثنا مىكند . مانند « هر فلزى به استثناى جيوه جامد است » .
Exclude
طرد ، نفى
Excluded middle ( - Tiers exclu )
نفى شقّ سوّم ، نبود واسطه بين نفى و اثبات
Exclusion
1 - تباين ( نسبت بين دو كلّى كه هيچ فرد مشتركى ندارند ) .
2 - عناد ، ناسازگارى ( خصوصيت دو وصف كه هردو قابل جمع در يك موضوع نباشند ) .
Exclusive disjunctive proposition
قضيّهء منفصلهء حقيقيّه