تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
قراقروت هم مىنويسند و به معنى ترف و كشك و مقصود در اينجا گندم پخته به صورت كشكاب درآمده است ( بهمنيار ، 102 ) . قراقروت ، واژهء تركى - قره‌قوروت ، ماده نيم جامد تيره‌رنگى است كه در حقيقت جوشاندهء غليظ شدهء آب كشك است ( فرهنگ معين ) . آنچه بايد ناگفته نماند آنكه قراقوروت مركب است از دو كلمهء قرا يا قره كه در تركى به معنى سياه است و قروت به معنى كشك .

قلاع

حنا . . . ريش دهان را نيك بوذ خاصه ريشى كى از جنس قلاع بوذ . الابنيه ( بهم 112 ، زل 293 ) ( به ضم قاف ) اين قلاع درد دهان بود و سه گونه بود : يكى از خون صفرائى بود و نشان وى آن بود كى سرخ و سوزان بود . . . و بود كه اين درد دهان با سپيدى بود و اين بتر از آن پيشين بود . . . و بود كه درد دهان از خوره بود و دهان و دندان سياه بود و گند خاسته بود ، دندان را تبه كند و بيفكند ( هدايه ، باب القلاع 302 - 303 ) .

قنبره

كوشت قنبره غذاى محمود دارذ . الابنيه ( بهم 293 ، زل 227 ) ( به ضم اول و فتح باء و راء ) قبره ، چكاوك جمع قنابر ( فرهنگ معين ) . بر - وزن خنبره مرغى خوش‌آواز به اندازهء گنجشك كه او را ابو المليح و قبره هم گويند و به فارسى چكاوك و چكاو و چكاوه و جل بر وزن اتابك و خراب و كجاوه و تل گويند ( بهمنيار ، 293 ) . اين نام معروف پرنده‌ايست كه در كليله و دمنه « باب الملك و الطائر » آمده است و بنا به تحقيقات استاد مجتبى مينوى اين كلمه را بايد فنزه خواند نه قنبره : فنزه در اساس فبره بوده است به قرمزى نقطه افزوده و بدل به قبزه كرده‌اند . در اينكه اسمى بوده كه بر مرغى گذاشته بوده‌اند و نوع مرغ مراد نبوده و اين اسم از دو هجا ، اولى بلند و دومى كوتاه به وزن تن ت ، مركب بوده شك نيست . در نسخ و متون معتبر عربى و ترجمه‌هاى عبرى و سريانى فنزه و پنزه آمده است ( كليله و دمنه تصحيح و توضيح استاد مينوى ، ص 282 ) . اگر چنان كه استاد مينوى مىنويسد از قنبره نوع مرغ مراد نبوده است پس قول صاحب الابنيه را كه مىگويد « گوشت قنبره غذائى محمود دارد » چگونه بايد توجيه كرد . از اين گذشته احتمال اينكه صاحب الابنيه نيز فنره را اشتباها قنبره ذكر كرده باشد بعيد مىنمايد .

قواره

سمقونيا . . . اندر شكم سيبى يا اندر بهى بريان كنند . و ان جنان كنند كى قوارهء ان سيب يا ان به بركيرند . . .