تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
فسخ بر وزن نسخ به معنى از جاى در رفتن است ( بهمنيار ، 253 ) . در اصطلاح طبى : سستى و گرفتگى غليظ عضله‌ها را [ و چنان كه از عبارت الابنيه برمىآيد عصب‌ها را نيز ] به تازى فسخ و هتك گويند ( ذخيره خوارزمشاهى ، دهخدا ) .

فعل

قوتهاشان [ يعنى قوتهاى ادويه و اغذيه ] پيذا كنم و فعلشان بكويم . الابنيه ( بهم 2 ، زل 3 ) تأثير ، اثر مؤلف ذخيرهء خوارزمشاهى هنگام بحث از خواص يكى از داروها مىنويسد : معده را سست كند و قى آرد . روغن او هم اين فعل كند ( ذخيره ، دهخدا ) .

فواق

جند بيدستر . . . فواق را نيز كى از امتلا بوذ سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 98 ، زل 81 ) ( بر وزن زكام ) همان است كه در اصطلاح امروز سكسكه گويند و صاحب هداية - المتعلمين سكيده خوانده و در باب فواق چنين تعريف كرده است : سكيده يا از چيزى بود كه بشكنجد معده را چون خلطى تيز يا داروى تيز چون پلپل يا از تمددى بود يا از بادى سطبر يا از استفراغ بسيار و خشكى معده يا از آماس جگر . . . و كودكان خرد را از بسيار خوردن شير اين پديد آيد ( هدايه ، 385 ) .

قبض و عسر

هليله . . . و صفرا را بقبض و عصر زير برانذ . الابنيه ( بهم 15 ، زل 13 ) قبض به فتح اول در لغت بمعنى به پنجه گرفتن و به دست گرفتن است و عصر به فتح اول در لغت به معنى فشار دادن و به دست خود فشردن است و اما قبض و عسر در اصطلاح طبى : فعل و تأثير مسهل يا به تليين است و يا به ارخاء و ازلان و يا به تذويب و جذب و يا به قبض و عصر يعنى به هم فشردن خلطى كه بايد دفع شود ( بهمنيار ، 15 ) .

قراقر

فقاع جذام آرذ و قراقر و نفخ اندر شكم افكنذ . الابنيه ( بهم 248 ، زل 189 ) ( بر وزن قبايل ) آواز كردن شكم ، آوازى كه از اندرون شكم شنيده مىشود ( آنندراج ، فرهنگ نفيسى ، دهخدا ) . بر وزن عناصر جمع قرقره بر وزن غرغره به معنى آواز شكم ( بهمنيار 248 ) .

قرقوط

كندم بخته و قرقوط كرده نفخ عظيم ارذ . الابنيه ( بهم 102 ، زل 85 ) قرقوط ظاهرا قرقروط بوده كه قراقروط [ به فتح قاف اول و ضم قاف دوم ] و
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 488 | منوچهر اميرى