تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
فا ) نفس‌تنگى و تاسه ( فرهنگ نفيسى ) .

عضل

اقحوان . . . و روغنش كرمست جراحتها را موافقست كى به عضل بوذ . الابنيه ( بهم 25 ، زل 22 ) به فتح اول و ثانى بر وزن عمل ، ماهيچه جمعش عضلات و به ضم ضاد غلط معروف است ( بهمنيار ، 25 ) . هروى در تمام موارد بجاى عضلات ، « عضلها » مىنويسد : اسطوخوذوس . . . عضلها را زيان كنذ ( بهم 19 ، زل 17 ) .

عقاقير

دارو انجا [ يعنى هند ] بيشترست و عقاقير انجا تيزتر . الابنيه ( بهم 4 ، زل 6 ) عقّار كه جمع آن عقاقير است به ضم اول بر وزن طلاب نه چنان كه بعضى از فرهنگهاى تازى به غلط عقار به فتح اول ضبط كرده‌اند . عقار مأخوذ از ريشه سامى عقر است كه در عبرى و آرامى عقار به - كسر اول گفته مىشود بمعنى « ريشه » و مراد از ريشه نخست ريشهء گياهان داروئى بوده است و بعدها عقار و عقاقير به - ادويهء مفرده اطلاق شده است ( براى آگاهى بيشتر از بحث لغوى دربارهء عقار رجوع فرمائيد به مقدمهء فرانسوى شرح اسماء العقار به قلم مايرهوف ، ص 62 ) .

غايلت

بلاذر . . . از غايلتش پرهيز بايذ كرد كى باشذ كى سرسام آرذ و ماليخوليا و وسواس انكيزذ . الابنيه ( بهم 63 ، زل 52 ) لغتى در غائله ، دشوارى ، سختى ، بدى ، گزند ، فساد ، الشر و المهلكه ( قطر المحيط ، دهخدا ) .

غددها

اشق . . . و غددها و سلع را كى بر تن بذيذ ايذ بكشايذ خاصه كى با زفت به كار برند . الابنيه ( بهم 35 ، زل 29 ) جمع فارسى غدد و غدد بر وزن سدد جمع عربى غده بر وزن سده است كه به فارسى دشبل بر وزن مقبل و دشپيل گويند . در « نص » پيش از « و غددها » با قلمى ريز « و نيز » نوشته شده و با وجود اين كلمه واو غدد زايد است و يا خود كلمه « ونيز » زايد است ( بهمنيار ، 35 ) .

غلظ

زنجار . . . غلظى كى اندر جشم بوذ ببرذ . الابنيه ( بهم 175 ، زل 149 ) ( بر وزن سپس ) سطبر گرديدن ، درشت شدن ( منتهى الارب ، دهخدا ) . سطبرى پلك و آن بيمارى است كه به دنبال جرب آيد ( قانون ابن سينا ، دهخدا ) .
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 486 | منوچهر اميرى