ششم مثقال است . لوى دانگ را كه همان دانق عربى است معادل 55 / 0 گرم مىداند ( اقراباذين كندى ، مقدمه ، ص 25 ) .
براى آگاهى بيشتر رجوع فرمائيد به « مالك و زارع در ايران » تأليف استاد لمتون ترجمهء نويسندهء اين سطور ، ص 695 ( ضميمهء دوم ) و نيز ص 767 ( فهرست لغات و اصطلاحات ) و همچنين نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا ذيل مادهء دانگ .
دبس
تمر الهندى . . . و اندر او ليفت و استخوان و دبس .
الابنيه ( بهم 80 ، زل 67 )
به كسر اول و سكون ثانى و سين بىنقطه ، دوشاب خرما را گويند كه آتش ديده باشد و گويند عربى است ( برهان ، معين ) . استاد معين در حاشيه مىنويسد :
( عربى ) دبس به كسر اول و به دو كسره ، شيره خرما و شيرهء انگبين است ( شرح قاموس )
rob de dattes -
.
دبيله
خيارشنبر . . . و ذبيلهى كى اندر شكم بوذ ببرذ .
الابنيه ( بهم 133 ، زل 111 )
( به ضم اول و فتح دوم و سوم ) ورمى است بزرگتر از دمل و مدور كه در بدن به هم مىرسد به رنگ آن و در جوف آن موضعى يعنى كيسى مىباشد كه در آن ماده آن مىريزد و مستحيل به چرك مىگردد . .
دمل بزرگى است كه آن را دهانهاى بسيار مىباشد و به فارسى كفكرك نامند ( مخزن ) .
دخان
جوز . . . و اندر معده كرم مستحيل كردذ و بادخانى بوذ .
الابنيه ( بهم 92 ، زل 77 )
در نسخه « نم » نيز چنين آمده است .
مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : دخان به ضم اول دود است و از اين عبارت شايد مراد اين باشد كه بخارى دخان مانند از آن زايد مانند بخارى كه بهنگام آروغ زدن بوى دود از آن استشمام كنند ( بهمنيار ، 92 ) .
درم
نار . . . و نيم رطل از ان اب بردارند و با بيست درم شكر سرخ بخورانذ .
الابنيه ( بهم 163 ، زل 132 )
بنا بر تحقيق روبن لوى در سدهء سوم هجرى يك درهم برابر بوده است با 6 دانق معادل 55 / 0 گرم ( مقدمهء اقراباذين - كندى ، 24 ) .
دق
باقلى . . . اصحاب ذرب را و ذوسنطاريا را و دق را منفعت كنذ .
الابنيه ( بهم 41 ، زل 34 )
( به كسر اول و تشديد دوم ) دق همان حمى الدق يا تب دق است كه صاحب