از آن و ثمرش سرخ و به قدر زيتونى و در بوى شبيه به ميعهء سايله و گلش سفيد ( تحفه ، 264 ) . يبروج به فتح يا . . . و حاى مهمله لغت سريانى به معنى ذو - الصورتين است . اسم سريانى جنس اشياء زوجيت در خلقت و شامل بيخ لفاح و ثمر اقسام آن است و از مطلق آن مراد قسم جبلى آن است . . . ( مخزن ) . يبروح هو اللفاح و هو تفّاج الجن و يقال له بالفارسيه شابيزك و يقال له ايضا شابيزج ( شرح اسماء ، م 179 ) .
لغت اصل السرح را كه هروى آن را نوع نبطى يبروج مىنويسد در ديگر مآخذ نيافتم . مرحوم بهمنيار در اينباره مىنويسد : احتمال قوى نزديك به قطع و يقين مىرود كه اصل اليبرح باشد ( بهمنيار ، 347 ) . در هرحال هروى همين اصل السرح يا اصل اليبرح يا يبروح نبطى را لفاح مىداند اما در ذيل مادهء لفاح كه هروى جداگانه دربارهء آن بحث كرده است از يبروج و ديگر لغاتى كه ذكر شد نام نمىبرد . لفاح در ديگر منابع چنان كه ديديم بمعنى بيخ و ثمر يبروج آمده است نه بمعنى يبروج نبطى چنان كه هروى مىنويسد : اينك شواهد ديگر دربارهء لفاح : لفاح بر وزن كفار يعنى مردم گياه ، مهرگياه ، سابيزج ، سابيزك ( قانون ، دهخدا ) . لفاح . . به هيأت بادنجان و دو نوع است يكى آن است كه او را لفاح ماده گويند و لون ميوهء او سياه است و برگهاى او خرد باشد و . . . بوى او ناخوش بود و نبات او بر روى زمين گسترده بود و به لون سبز بود و خوش بوى باشد و در ميانهء او دانهها بود به شبه دانهء امرود . . . نوع ديگر را لفاح نر گويند و لون نبات او سپيد بود و برگهاى او پهن باشد و بزرگ و سپيد و نرم باشد به شبه نبات چگندر ( ترجمهء صيدنه ، ب 112 ) . لفاح معروف است و اندر باب يبروح گفته آمده است ( اغراض ، 624 ) . لفاع اسم عربى است و به فارسى سابيزك و آن ثمر يبروج است و بيخ لفاح عبارت از يبروج سريانى و مذكور خواهد شد . قسم مادهء او را برگش عريض و مفروش بر زمين شبيه به برگ كاهو و از آن كوچكتر مايل به سياهى و ثقيل الرايحه و گلش سفيد و ثمرش از زيتون بزرگتر و بسيار عفص ( تحفه ، 232 ) .
تا اينجا به قدر كافى دربارهء « يبروج » و « لفاح » بحث كردم و اكنون نتيجهء بحث را از زبان مايرهوف مىشنويم .
علّامهء فقيد مىنويسد : نام تازى يبروح ( با حاء ) مأخوذ از واژهء سريانى يبروحا است و لفاح و تفاح الجن نامهاى عربى يبروح است . شابيزك و شابيزج نامهاى فارسى ميوهء لفاح است كه شبيه است به سيبى كوچك ( مايرهوف ، م 179 ) . پس به جهت همين مشابهت يبروج به سيب ابو ريحان يكى از نامهاى فارسى يبروج
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 417
مساهمون: منوچهر اميرى
ص٤١٧