را سيب سيبك نوشته است چنان كه گذشت .
بارى مايرهوف جاى ديگر يعنى هنگام بحث دربارهء لعبه بر وزن كعبه مىنويسد كه ريشهء يبروح غالبا به شكل مردم است و همين نكته وجه تسميه مردم گيا و منشاء بسيارى از خرافات در ميان عوام شده است . . نام تازى لعبه نيز بىشك بالعبه ( بر وزن تحفه ) ارتباط دارد كه بمعنى عروسك است و به همين سبب صاحب شرح اسماء عروسه و لعبه هر دو را بمعنى يبروح نوشته است : لعبه هى العروسه و هى اصل اليبروح ( شرح اسماء ، مايرهوف ، م 216 ) .
مهرگياه : گياهى علفى ، عارى از ساقه و داراى ريشهء قوى و منشعب به دو شاخه است . برگهائى پهن و بزرگ دارد كه از ناحيه يقه خارج گرديده ، سطح آن را كاملا مىپوشاند . گلهاى آن كه در وسط برگها ظاهر مىگردد به رنگ سفيد مايل به سبز است . ميوهاش به رنگ زرد و به بزرگى يك سيب مىباشد . قسمت مورد استفادهء اين گياه ريشه آن است كه مجموعا داراى ظاهر يك انسان آويخته است و رنگ قهوهاى بوى تهوعآور و طعم تند و زننده دارد . كليه قسمتهاى گياه نيز داراى اثر مخدر و خطرناك است ( زرگرى ، ج 2 ، ص 478 ) .
يبروح
( ر ك : يبروج )
يتوع
( Yatt , Yat )
( فر )
Plantes latex
يتوع را اجناس بسيارست و او را جنين كفتند كى هفت گونه است همه كرم و خشك . . . و او مازريونست و عشر و ديودار و لاغيه و شبرم و شير انجير و ترياق نبطى و دكر ماهودانه .
الابنيه ( بهم 346 ، زل 270 )
به گياهان شيردار گفته مىشود و جمع آن « يتوعات » است كه هروى در ذيل مادهء « بيش » به كار برده و جمع فارسى آن يعنى « يتوعها » را نيز در ذيل ماده « شبرم » نوشته است . از انواع هفتگانه يتوع كه هروى در فوق نام برده است پنجتاى آن هر كدام تحت عنوان جداگانه در الابنيه ذكر شده است و من دربارهء هريك بحث كردهام . آن پنج عبارت است از : مازر - يون ، عشر ، ديودار ، لاغيه ، شبرم و ما هو - دانه ( ر ك : به همين مواد ) . اما « شير انجير » و « ترياق نبطى » در هيچيك از مآخذ نيامده است . بقول مرحوم بهمنيار اين كلمه ( ترياق نبطى ) با شير انجير بيك زنجير كه ابهام باشد بسته شده است ( بهمنيار ، 346 ) . آخوندوف نيز موفق به شناختن دو داروى اخير الذكر نشده است ( آخوندوف ، 284 ) . ازاينرو در اينجا فقط به نقل شواهدى دربارهء تعريف كلى يتوع از نظر ادويهء مفرده مىپردازم .
يتوع در ترجمهء صيدنه چنين تعريف شده است . انواع يتوعات آن است كه به شبه