شوبج ، مايرهوف ) ( شرح اسماء ، م 111 ) . ماسونج مصحف مارشونج و آن معرب لغت فارسى مارچوبه است .
پس اين واژه بر خلاف آنچه موسى بن - ميمون مىنويسد يونانى نيست . مارچوبه را در خاور نزديك به عنوان دارو به كار مىبرند و عموما اين گياه را در مصر و سوريه و ايران هليون [ بر وزن كم خون ] مىخوانند ( مايرهوف ، م 111 ) . مار - چوبه يعنى چوب به شكل مار . . . گياهى است از تيرهء سوسنيها و از دستهء مار - چوبهها كه گياهى علفى و بالارونده و پايا و زيبا است . شاخههايش تقريبا چوبى و صاف است و بسبب زيبا بودن مورد توجه و پرورش قرار مىگيرد .
گلهاى مارچوبه در فاصلهء ماههاى خرداد و تير ظاهر مىشود و وضع آويخته و رنگ سبز مايل به زرد دارد ، ميوهاش قرمز و محتوى دانههاى متعدد است .
شاخههاى مارچوبه از سبزيهاى خوراكى لذيذ و مطلوب است . از ساقهء زيرزمينى اين گياه استفاده داروئى نيز به عمل مىآيد ، هليون هليوم ( فرهنگ معين ) .
هندبا
( Hendeb )
( لا )
Cichorium
( فر )
Chicoracees et diverses
هندبا ببارسى كسنى است و او بكاهو نزديكست .
الابنيه ( بهم 340 ، زل 266 )
در اينجا نخست تعريف جامع مختصر و مفيدى را كه استاد بهمنيار از هندبا و طرشقوق كرده است مىآورم و سپس مىپردازم به تفصيل مطلب : به كسرها و دال و مد و قصر الف عربى است و فارسيش كاسنى يا كسنى كه معروف است و در بيشتر بلاد به هم مىرسد و از برى و بستانى اقسام بسيار است . بستانى را كاسنى و برى را طرخشقوق نامند ( بهمنيار ، 340 ) . هندبا چنان كه در بالا با حروف لاتين نشان دادهام در لغت عموما به كسر يا فتح دال و در برهان قاطع به سكون دال آمده است . از اين گذشته كاسنى به سكون سين و كسنى به فتح كاف و سكون سين به صورت كسنه و كسناج و كسنيج نيز ذكر شده است چنان كه بيايد :
تعريف هندبا در ترجمهء صيدنه چنين است : هندبا . . . به الف ممدوده و مقصوره . . . نبات او را در فصل تابستان بيخ خشك نشود چنان كه بعضى از نباتها را . . . و به لغت پارسى او را كسناج گويند و بعضى از پارسيان كسنيج ( در متن عربى صيدنه كسنى ) گويند و كسنى دشتى را . .
به پارسى طلخشقوق گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 129 ) . در ترجمهء صيدنه اين عبارت مهم كه در « الصيدنه » آمده است ديده نمىشود : قال على بن المنجم . . .
هو الهندبا بالفارسيه و الخس بالعربيه