دهخدا ) . طرخشقوق . . . و طرشقوق نيز گويند و هندباى برى بود ( اختيارات ، دهخدا ) . كاسنى صحرائى را گويند ( برهان ، دهخدا ) . طرخشقوق و طرشقوق هندباى برى است ( تحفه ، 177 ) .
مايرهوف بدون ذكر مآخذ طرشقوق را معرب لغت فارسى تلخ شكوك
Talx - s ? okug
مىداند و بجاى چكوك مذكور در هدايه شكوگ مىنويسد و تلخ شكوگ را معادل اصطلاح فرانسوى
Pourpi - er amer
مىشمارد بمعنى خرفهء تلخ ( مايرهوف ، م 175 ، زاهدى ، م 775 ) .
مرحوم بهمنيار طرشقوق را طوشقوق خوانده و در حاشيه نوشته است : در « نص » [ نسخه عكسى خط اسدى كه من رمز « نس » را براى آن برگزيدهام ] طوشقوق نوشته و صحيح طرشقوق است ( بهمنيار ، 76 ) . حقيقت آنكه در نسخهء اصل نيز طرشقوق ( با راء ) نوشته شده است منتهى همچنان كه دكتر رواقى در مقالهء انتقادى خود بر الابنيه چاپ بهمنيار نوشته است « با توجهى كه برسم الخط نسخهء اصل بكنيم مىبينيم كه موارد بسيارى است كه راء ( در صورت اتصال ) به شكل واو نوشته شده است . . . » ( مجلهء سخن ، شمارهء 7 ، آذر 1347 ، ص 800 ) .
در كتب گياهشناسى معاصر فارسى بجاى طرشقوق و امثال آن اصطلاح كاسنى زرد را به كار بردهاند ( گلگلاب ، 289 ، زاهدى ، م 968 ) . كاسنى زرد با برگهاى دندانهاى بزرگ تيز ( گلگلاب ، 289 ) .
دكتر درويش بجاى كاسنى زرد اصطلاح دندان شيرى را كه ترجمهء اصطلاح فرانسوى است برگزيده و در تعريف آن چنين نوشته است : گياهى دائمى و بدون ساقه است و در اغلب نقاط مىرويد . . .
برگهاى پهن و كشيدهاى دارد كه داراى بريدگيهاى زيادى است و شبيه به دندان شير
( Dent de lion )
مىباشد . از بين اين برگها يك پايهء بلند كموبيش خميده - اى ظاهر مىشود كه در انتهاى آن طبقى از گلهاى زبانه شكل و زردرنگ وجود دارد ( درويش ، 374 ) .
هوفقسطيطاس
( ر ك : لحية التيس )
هوم المجوس
( Hum - ol - Majus )
هوم المجوس كرمست و خشك اندر درجهء دوم .
الابنيه ( بهم 342 ، زل 268 )
اين لغت در ترجمهء صيدنه نيامده است و تعريف آن در « الصيدنه » چنين است :
هوم المجوس بالسغذيه خوم و بالسريانه عرزاد مغوشى و بالفارسيه آفتابپرست ، زعم المجوس انها شجرة لا ساق لها ( الصيدنه ، ب 133 ) . گياهى است ساقش يك عدد و باريك و صلب و گلش زرد و تيره شبيه به ياسمين و برگش ريزه