تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
ماند . . . و شپش و رشگ را بكشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 121 ) . گرم و خشك است به درجهء سوم ( اغراض ، 626 ) . گويند هركه ترب بسيار خورد مر او را ناچار شبش خيزد . . . بگيرد زرنيخ سرخ دو درم سنگ ميويزه چهار درم سنگ . . . ( هدايه ، 218 ) . در تحفه و مخزن در ذيل زبيب الجبل از مويزك بحث شده است : زبيب الجبل به فارسى مويزك نامند و مويزج معرب از اوست و گياه او مثل تاك و از آن ضعيف‌تر و شاخهاى او راست و سياه و گلش مايل به سفيدى و ثمرش در غلاف مثل غلاف نخود و در او سه دانه پهن غير مستدير و با خشونت و سياه مايل بسرخى و مغز او سفيد و طعمش تند ( تحفه ، 132 ) . حب الراس . . . هو زبيب الجبل و بالفارسيه ميويزج ( شرح اسماء ، م 155 ) . ميوبزج
Mayubazaj
و ميوفيزج
Mayufizaj
و ميويزج
Miwizaj
همه معرب لغت فارسى مو - يزك است بمعنى مويز كوچك
Petit - raisin sec
و دوكرو
Ducros
مىنويسد كه هنوز اين دارو در بازارهاى قاهره به عنوان ضد جرب و عوارض پوستى فروخته مىشود ( مايرهوف ، م 155 ) . زبيب الجبل كه در اقراباذين كندى از آن ياد شده است ميويزج و آن معرب مويزك است كه امروز در آسيا و اروپا به عمل مىآيد و گاه به عنوان زهر ماهى به كار مىرود ( لوى ، م 121 ) . مويزك ( مويز + ك پسوند شباهت - مويزج ، معرب ) گياهى است دوساله از تيرهء آلاله كه منشأ رويش آن را نواحى بحر الروم مىدانند . امروز غالبا به عنوان گياه زينتى پرورش مىيابد . گلهايش به رنگ بنفش يا سفيد و ميوه‌اش شامل دانه‌هاى تيره‌رنگ است و از دانهء آن كه داراى مواد آلكالوئيد است در طب عوام و در دامپزشكى براى از بين بردن حشرات طفيلى استفاده مىشود ، حب الراس ، زبيب الجبل ، كشمش كولى ، ميويزج ( فرهنگ معين ) .

[ ن ]

ناخن پريان

( ر ك : اظفار الطيب )

نارجيل

( N rjil )
( لا )
Cocos nucifera
( فر )
Noix de coco
نارجيل كوز هندى باشذ و نرمست غذا دهد بسيار . الابنيه ( بهم 330 ، زل 260 ) جوز هندوى را نارجيل گويند و عامهء اهل عراق او را بهمزه گويند . . . و در عمان و نواحى او درخت نارجيل باشد . . . لون او سفيد بود و طعم او خوش بود و آبى كه از او بيرون آيد چون شير باشد نيكوتر بود . درخت او شبيه خرماست جز آنكه او را خار نباشد و برگ او به اندازهء چهار بدست ببالد تا شش بدست . او را ليفى
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 386 | منوچهر اميرى