تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
كرده‌اند . صمغى است سرخ به سياهى مايل ( برهان ، دهخدا ) . ميعهء يابسه است ( آنندراج - فهرست مخزن - ابن بيطار ، دهخدا ) . ميعه يا صمغ زيتون ( ذخيره - انطاكى - قانون - دهخدا ) . فقط صمغ زيتون است ( مفاتيح - ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) . اصطرك را صاحب اختيارات بديعى سطركا و ابو ريحان اصطركا نوشته - اند ( دهخدا ) . صاحب شرح اسماء ميعه و اصطرك را چنين تعريف مىكند : ميعه منها سائله و جامده و الميعة السائله هى الّتى يقال لها اللبنى و يقال لها عسل اللبنى و يقال لها لبنى الرهبان ، و الميعة - الجامدة هى التى يقال لها اصطرك ( شرح اسماء ، م 228 ) . مؤلفان اسلامى ميان اصطرك يا ميعهء جامده و ميعهء سائله امتياز قائل شده‌اند . ميعهء جامده همان اصطرك است و ميعهء سائله همان است كه به لاتينى
Liquidambar orientalis
و به - فرانسه
Hamamelidacees
خوانده مىشود و عصارهء آن در معالجه برونشيت و جرب به كار مىرود ، بر خلاف ميعهء جامده كه مدتهاست كه ديگر در مغرب زمين در داروسازى از آن بهره نمىگيرند . لغت سامى الاصل اصطرك مأخوذ از كلمه يونانى
Styrax
است كه در سريانى مبدل به اسطوركا
Asturak
و در عربى مبدل به اصطرك
astarak
يا اصطرك به كسر الف و ضم طا شده است ( مايرهوف ، م 228 ) . چنان كه مىبينيم اولا ميعه سائله و ميعهء جامده كه به ترتيب همان ميعه تر و ميعه خشك مذكور در الابنيه است ( ميعهء جامده را ديگر مؤلفان ميعه يابسه نوشته‌اند ، ر ك : دهخدا ) . ثانيا تقريبا تمام نويسندگان كتب لغت و مفردات طبى از جمله صاحب شرح اسماء ميعه را فقط به دو قسمت منقسم كرده‌اند و ميعهء جامده ( يا يابسه يا خشك ) را همان اصطرك مىدانند بر خلاف صاحب الابنيه كه اصطرك را غير از ميعه تر و ميعه خشك مىداند و در واقع قائل به قسم ثالثى از ميعه است .

ميويزج

( Mivizaj )
( لا )
Delphinium staphisagria
( فر )
Staphisaigre
ميويزج كرمست و خشك اندر درجهء سيم سوزنده است كر را بكند و شپش بكشد . الابنيه ( بهم 327 ، زل 258 ) معرب مويزك يا مويزه است چنان كه در الصيدنه ميويزج و در ترجمهء صيدنه بجاى ميويزج مويزه و در هداية المتعلمين ميويزه آمده است . اما هروى در هيچ جا مويزه يا مويزك نياورده است . تعريف ميويزج در ترجمهء صيدنه چنين است : مويزه نبات كوهى است و او را دانه باشد به لون سياه و پوست او درهم آمده بود و چينها در وى افتاده بود و به نخود سياه