( اغراض ، 594 ) . از حبوبات معروفه است در آخر اول سرد و مايل به خشكى و قوتش تا سه سال باقى است ( تحفه ، 239 ) . گياهى است از تيرهء پروانهواران .
گونههاى بسيار از اين گياه وجود دارد و گونهء معمولى آن ارتفاعش تا يك متر مىرسد و گلهايش قرمزرنگ است و غالبا همراه يكى از غلات كاشته مىشود دانههايش كوچك و مدور و اندكى كشيده با پوست سبز تيره و مغزش سفيد است ( فرهنگ معين ) .
ماشعير
( M - s ? ir )
انجره . . . و باشذكى ازو سعال آرذ . . .
بس علاجش بماشعير و جلاب بايذ كردن .
الابنيه ( بهم 22 ، زل 20 )
( به فتح شين ) « مخفف ماء شعير يا ماء - الشعير ، آب جو كه در طب به كار مىرود و آن غير از آبجو مسكر است » . ( بهمنيار ، 22 ) . آقاى دكتر على رواقى بر اين نظر استاد بهمنيار خرده گرفته و نوشته است :
در حاشيه ماشعير را مخفف ماء شعير يا ماء الشعير ( آب جو ) دانستهاند . اين مربوط به رسم الخط است چنان كه در داء الثعلب و داء الحيه ديده مىشود و تنها در اين متن نيست بلكه رسم الخط اغلب متون چنين است ( مقالهء انتقاد بر كتاب الابنيه چاپ بهمنيار ، مجلهء سخن ، شمارهء 7 ، آذر 1347 ، ص 800 ) . ايراد دكتر رواقى كه در واژهشناسى از صاحبنظران است در اين باره درست نيست . اولا شك نيست كه بسيارى از كلمات تازى مختوم به همزه و الف ممدود در فارسى تخفيف يافته يا ممال شده است كه اينجا جاى بحث آن نيست و مسلم است كه كلماتى مانند ماشعير و ماورد ( گلاب ) كه در الابنيه آمده است در فارسى بدون همزه تلفظ مىشده . ثانيا در رسم الخط قديم كه آقاى رواقى به آن اشاره مىكند از مثالهائى كه خود او نيز آورده است پيداست كه كاتبان نوشتن همزه را رعايت مىكرده و علاوه بر علامت خاص همزه در مواردى آن را با دو الف نشان مىدادهاند ( ر ك : ماورد ) .
ماميتا
( M mit )
( لا )
Glaucium corniculatum
( فر )
Chelidoine fleures rouges
ماميتا سبز بهتر بوذ و فراخ برك و برين وصف از شام بيش خيزذ . . . و اشتقاق نام اوى از زنى كرفتند . . .
نام او ماميتا بود ، و آن زن دانست اول اين گيا را .
الابنيه ( بهم 316 ، زل 249 )
اين لغت در همه مآخذ ماميثا با ثاء مثلث ضبط شده است . مرحوم بهمنيار در حاشيه مىنويسد : در نص [ - نس ] ماميتا نوشته و آن گياهى است شبيه به خشخاش بحرى و معروف به خشخاش مقرّن بر