تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
توضيحى كه خود مرحوم بهمنيار داده است معلوم نيست كه چرا در متن مصحح خود بجاى مارقشيتا با تاى دو نقطه يا تاى سه نقطه مارقشيشا با دو شين آورده است . در ترجمهء صيدنه ذيل مارقشيثا چنين آمده است : مارقشيثا ارجانى گويد مارقشيثا . . . چشم را تقويت كند و بزدايد و رطوبتى را كه در ميان عضلات جمع شده بود و به خون مانند شده تحليل كند ( ترجمهء صيدنه ، ب 174 ) . در عرايس الجواهر در عنوان فصل مرقشيثا و در متن آن مارقشيشا و مرقشيثا و در ديگر جاهاى كتاب مرقشيشا ( با شين ) هم آمده است : مارقشيثا را سنگ روشنائى خوانند و آن انواع باشد : ذهبى و آن مانند زر درفشنده باشد و فضى و آن به نقره ماند . اما لعل را به مرقشيثاى ذهبى جلا دهند . . خاصيت او ، در سرمه‌ها و داروهاى چشم كشند . نور چشم بيفزايد ( عرايس ، باب سى و سوم در معرفت احجار مرقشيثا و مغنيسيا ، 183 ) . مرقشيشا اسم يونانى سنگى است و او ذهبى و فضى و نحاسى و حديدى مىباشد . . . و غير براق‌اند ( تحفه ، 244 ) . مرقشيشا . . . و آن را مار - قشيثا و حجر النور و حجر روشنائى نيز خوانند جهت آنكه براى روشنائى چشم بسيار مفيد است . . . ( مخزن ) . كندى در اقراباذين ذيل كحل ابى محمد مىنويسد يوخذ من التوتيا ثلث مثاقيل . . . و مثقال مرقشيثا [ با ثاى سه نقطه ] ( ص 171 ) . با اين‌همه لوى در شرح خود مرقشيتا با تاى دو نقطه آورده و نوشته است كه اين سنگ همان سولفيد آهن يا پيريت آهن ( به انگليسى
( Iron pyrite
است و در طبيعت علاوه بر سولفيد آهن سولفيد طلا و نقره و مس نيز وجود دارد . مارقشيتا مشتق از كلمهء اكدى مرحشى
Marhasi
است و از داروهائى است كه ابن بيطار نيز براى چشم درد مفيد دانسته است ( لوى ، م 287 ) .

مارويت

( ر ك : رماد )

مازريون

( M zaryun )
( لا )
Daphne mezereum
( فر )
Daphnemezereum
مازريون انواعست كرمست اندر آخر درجهء سيم . . . و بهترش آن بود كه بركش بزرگ و تنك بوذ . الابنيه ( بهم 324 ، زل 255 ) بولس گويد خامالاون سپيد است و درخت او به درخت سماق ماند و برگ او سطبر باشد چون برگ زيتون و برگ انار و او را از كرمان و طبس به اطراف برند و در هندوستان بسيار باشد . . . ابو - جريح گويد او دو نوع است يكى آن است كه برگهاى او خرد و سطبر بود و جعد باشد و حبيش گويد هرچه برگ او به سطبرى و خوردى و جعدى مايل است از اين دو نوع فرومايه‌تر است .
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 354 | منوچهر اميرى