تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
زمينى كه آفتاب بسيار تا به دو كوهها و پشته‌هاست ( تحفه ، 210 ) . هو نوعان دقيق و كبير ، فالدقيق منه هو الذى يسمّيه اهل المغرب بقول الحيات . . . و العرب تسميه العشور . . و اسمه اليونانى قنطوريون و اما النوع الكبير فهو الذى تسميه اهل المغرب مكينسة قريش ( شرح اسماء ، م 333 ) . نامهاى عربى كه صاحب شرح اسماء ذكر مىكند در كتب لغت عرب آمده است جز عشور كه ضبط آن مجهول است . دزى به استناد ابن بيطار مكينسهء قريش ( مكينسه مصغّر مكنسه ) را مكنسه قريشيه خوانده است بمعنى جاروب قريش ( مايرهوف ، م 333 ) . اين گياه به حالت خودرو در تمام نقاط اروپا و نواحى بحر الرومى و امريكا مىرويد و در برخى نقاط نيز كشت مىشود . رنگ برگهايش سبز مايل به زرد است . گلهاى آن گلى رنگ زيبا . . . و در ماه‌هاى تير و امرداد ظاهر مىشوند . . . سرشاخه‌هاى گلدار اين گياه به صورت دم كرده . . . بعنوان اشتهاآور و مقوى و ملين و نيز به عنوان تب‌بر در طب عوام مصرف مىشود . ( فرهنگ معين ) .

قنه

( Qena , Qenna )
( لا )
Ferula galbanifla
( فر )
Galbanum
قنه كرمست اندر درجهء سيم . . . و بهترش آنست كى بصمغ مانذ . الابنيه ( بهم 256 ، زل 195 ) قنه عربى است و فارسى آن بيرژد ، پيرژد ، بيرزد و معرب آن بارزد است چنان كه بيايد . هروى در ذيل قنه اشاره‌اى به نامهاى فارسى قنه نمىكند اما در ذيل اشق نامى از بيرژد ( با باى منقوط و زاى فارسى ) مىبرد : اشق . . . مضرت وى بمعده است و جگر . و اصلاحش بيرژ - است ( بهم 36 ، زل 19 ) . تعريف قنه در ترجمهء صيدنه چنين است : ارجانى گويد قنه گرم است . . . ماده غليظ را تحليل كند و نرم گرداند ( ترجمهء صيدنه ب 171 ) . پيرزد است گرم است بدرجه دوم ( اغراض 633 ) . بارزد است ( تحفه ، 212 ) . صاحب مخزن الادويه در ذيل بارزد مىنويسد : لغت فارسى است به - عربى قنه و به يونانى خلبانى و به تركى قاسى . . . نامند . صمغ نباتى است برگ آن شبيه به برگ چنار مشابه نبات سكبينج و ساق آن باريك‌تر از آن و سفيد مايل به زردى و شبيه به كندر . . . لبن درختى است عظيم به قدر سرو كه تنهء آن را به - تيشه و غير آن جابجا خراشيده از آن تراوش مىنمايد و برمىآيد و مانند لبن بلسان كه دهن بلسان نامند مىباشد در اول سفيد . . . به تدريج منجمد و زردرنگ پس زرد تيره پس سرخ و اندك خشك صلب مانند كندر مىگردد ( مخزن ) هو صمغ الشجرة التى . . . عسل القنه و يسمى
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 309 | منوچهر اميرى