آمده است و ابو ريحان بيرونى آن را چنين تعريف مىكند : فاغيه گل حنا را گويند . . . و گويند فاغيه از جمله رياحين خوشبوىتر است و به صورت از همه خوبتر است و گفتهاند فاغيه گل حنا - مكى است و بوى او در غايت خوشى بود و تخم او به پلپل مشابهت دارد ( ترجمهء صيدنه ، ب 93 ) . به غين معجمه شكوفهء حناست و در آنجا مذكور شد ( تحفه ، 193 ) . فاغيه . . . شكوفهء حنا يا شكوفهء خوشبوى كه از سر به زير نشاندن شاخش برآيد ( منتهى الارب ، دهخدا ) .
موسى بن ميمون مؤلف شرح اسماء - العقار فاغيه را فاعيه ( عين بىنقطه ) ضبط كرده است و مايرهوف ظاهرا آن را غلط پنداشته و به فاغيه ( غين نقطهدار ) اصلاح كرده است ( مايرهوف ، م 149 ) .
مرحوم بهمنيار مىنويسد : فاغيه به غين نقطهدار يا عين بىنقطه شكوفهء هر گياه خوشبوى را هم گفتهاند ( بهمنيار ، 246 ) .
نيز ، ر ك : حنا .
فانيرستين
( ر ك : ششبدار )
فاوانيا
( F v niy )
( لا )
Paeonia officinalis
( فر )
Pivoine
فاوانيا معتدلست بكرمى و خشكى . وى علت ام الصبيان را نيك بوذ جون از كودك بياويزى .
الابنيه ( بهم 245 ، زل 187 )
فاوانيا را فاونيا هم نوشتهاند چنان كه در الابنيه در جاى ديگر ( ذيل ماده اكت مكت ) چنين آمده است : اكت مكت . . .
قوتش نزديك قوه فاونياست ( زل 25 ) .
در ترجمهء صيدنه نيز فاونيا ذكر شده است . فاونيا عود الصلّيب را گويند و بعضى از ادويه سياه بود و بعضى را دانه سرخ باشد . . . و گفتهاند فاونيا چوبى است و لون او اغبر باشد . . . و انواع است نوعى از او هندى است و نوعى از او رومى و هندى نيكوتر است و به عاقرقرحا ماند ( ترجمهء صيدنه ، ب 94 ) .
عود الصليب است و دو نوع است نر و ماده . اما نر بيخى است اندر ستبرى انگشت و سپيد است و به ذوق قابض است و تا نيك نخايند اين ذوق با ديد نيايد و از پس يك زمان پديد آيد ( اغراض ، 632 ) . آنچه ماده است بيخ نباتى است كمتر از ذرعى و هر شعبه قسم نر او شبيه به نبات زردك . . . و قسم مادهء او بيخش هفت و هشت عدد شبيه به بلوط و جوف او خط صليبى و نباتش مثل كرفس برگ و گلش بنفش مايل به سياهى . . .
از مطلق فاوانيا مرا قسم نر است ( تحفه ، دهخدا ) . هو الّذى يقال له ذو الخمس حبّات و قيل انه اصل ورد الحمير ( شرح اسماء ، م 304 ) . فاوانيا صورت سريانى و تازى لغت يونانى پائيونيا است
( Paionia )
. ذو الخمس حبات يعنى