تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
آن جيز را منفعت كنذ سير نيزا ان را منفعت كنذ . الابنيه ( بهم 85 ، زل 71 ) معنى لغوى فاروق : كسى كه امور را از يكديگر فرق مىگذارد و تمييز مىدهد ( اقرب الموارد ، دهخدا ) . و در اصطلاح ترياق فاروق ، بهترين ترياكها و - نيكوترين مركبات بدان جهت كه جدا گرداند بيمارى و تندرستى را ( منتهى الارب ، دهخدا ) . و مطلقا بمعنى ترياق به كار رفته است ( دهخدا ) .

فاغره

( F qera )
Xanthoxylon Auicennae , Xanth -
( لا )
oxylum rhetsa
( فر )
Clavelier
فاغره بحمص مانذ . او را اندر روغن ساطع به كار برند . الابنيه ( بهم 247 ، زل 188 ) نوعى است از انواع عطرها و يحيى گويد دانه‌ايست باندازهء نخود و پوست او شكافته بود و سخت باشد . . . و در ميان او دانه‌اى باشد سياه و براق و از شاهدانه . . . بزرگ‌تر باشد . . . و او را از بلاد هند آرند ( ترجمهء صيدنه ، ب 93 ) . فاغره گرم و خشك است ( اغراض ، 631 ) . به فارسى فاخره و كبابهء دهن شكافته نامند و آن بزرگ‌تر از كبابه و تا به قدر نخودى است و تا به نصف شكافته و در جوف او دانهء كوچكى است مدور و سياه و براق و با عطر و از هند و بلاد سودان آرند ( تحفه ، دهخدا ) . حبات فاغره مثل حبّات حمص باشد . . . در جوف او حبى مثل حبات فلفل . . . شديد السواد ( عرايس 313 ) فاغر [ ماير - هوف در حاشيه مىنويسد : لعلّه فاغره ] قيل انه اصل النيلوفر الهندى ( شرح اسماء ، م 307 ) . فاغره يعنى دهن شكافته و ذكر اين گياه نخستين‌بار در قانون ابن سينا آمده است كه مىنويسد فاغره را از سفاله ( بر وزن دوباره مىآورند ) كه يكى از بنادر افريقاى غربى و واقع در موزامبيك است . ازاين‌رو گياه - شناسان سده دهم هجرى به اين گياه نام فاغرهء ابن سينا داده‌اند
( Fagara Avice - nnae )
مولفان اسلامى منشأ اين گياه را نمىدانستند و آن در واقع از انواع سداب
Rutacee
خوش‌بو است كه از هند و نواحى استوائى برمىخيزد و امروز
Xanthoylum
خوانده مىشود . چنان كه ديموك
Dymock
مىنويسد امروز در هند انواع و اقسام اين گياه را مصرف مىكنند ( مايرهوف ، م 307 ) .

فاغيه

( F qiye )
فاغيه ، فاغية الحنا را منافع اندر باب حا برفت اندر ذكر حنا . الابنيه ( بهم 246 ، زل 188 ) فاغيه به غين نقطه‌دار و عين بىنقطه هر دو