تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

غرب

( Qarab )
( لا )
Populus euphratica
( فر )
Peuplier de l'euphrate
غرب را ببارسى بذه خوانند . . . و اين دارو را بورقى باشد او را به ورق بذه خوانند . الابنيه ( بهم 238 ، زل 182 ) درختى است بزرگ و سطبر و او را خار - ها بود و قطران از او حاصل آيد . . . به - لغت پارسى پده گويند . . . به درخت ابهل نسبتى ندارد ( ترجمهء صيدنه ، ب 93 ) . بيد مرغزارى است كه اندر ميان او بوره خيزد ، و بوره خوردنى آن است ( اغراض ، 638 ) . درختى كه آن را به تازى غرب گويند و به پارسى پده گويند . ( ذخيره ، دهخدا ) . درختى است عظيم و در اصفهان و سك و در تنكابن و ديلم او جا نامند و گويا اين اسم مشتق از آطاء يونانى باشد ( تحفه ، 191 ) . درخت پده ( برهان - آنندراج - منتهى الارب ، دهخدا ) . بيد مجنون ، پده ، ترنگوت به فتح اول و دوم ( ثابتى ، 126 ) . درباره لغت به ورق كه معرب بوره فارسى است ر ك : همين مواد .

غرى

( Qar )
غرى سريش بوذ و او كرم و خشكست اندر درجهء اول . . . و غرى سمك كه سريش ماهى گويندش هم اين علت را سود كنذ . الابنيه ( بهم 239 ، زل 183 ) سريشم را به لغت عرب غرا گويند . بعضى گويند به الف ممدوده است و بعضى گويند به الف مقصوره و انواع او مختلف است . . . و آنچه از ماهى سازند آن است كه از امعا ماهى آنچه عصبانى باشد بجوشانند تا چون اجزاء او در آب متلاشى گردد سريش شود ( ترجمهء صيدنه ، ب 93 ) . سريش كفشگران است ( اغراض ، 637 ) . به فارسى سريشم و به تركى ياپوشتان و آن عبارت است از چيزهاى چسبنده كه وصل اجسام به او كنند و . . . مراد از مطلق او سريشمى است كه از پوست گاو سازند و بعد از آن سريشم ماهى ( تحفه ، 191 ) . غرا به فتح اول و غرابه كسر اول و مد الف هر مادهء لعابدار را گويند كه بوسيلهء طبخ غليظ و چسبنده شود و چنين ماده‌اى را اكنون چسب گويند . غرا و غراء هر دو عربى و فارسيش سريشم است و غرى ممال يا محرف غراست و مىتوانيم به كسر اول تلفظ كنيم و آن را ممال يا محرّف غرا بخفّف غرا فرض كنيم ( بهمنيار ، 239 ) .

غوشنه

( Qus ? ana )
غوشنه جنسى است از فطر . . . محمد - بن زكريا كويذ طبعش بكمى نزديك است . الابنيه ( بهم 239 ، زل 183 ) اين لغت به صورت غوشنه ، غوشينه ، غوشه و غويشه آمده و فقط در نسخهء « نس »
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 276 | منوچهر اميرى