تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
امروز ديگر گياه غار در طب به كار نمىرود ( مايرهوف ، م 404 ) .

[ غ ]

غاريقون

( ر ك : اغاريقون )

غافت

( Q fat , Q fet )
( لا )
Agrimonia eupatoria
( فر )
Aigremoine
غافت كرم و خشكست اندر اخر درجه اول . . . و بهتر سرخ است . الابنيه ( بهم 238 ، زل 182 ) نام اين گياه در پاره‌اى از مآخذ از جمله در هداية المتعلمين و اغراض الطبيه غافث با ثاء مثلث آمده است : غافث و افسنتين و تخم كسنى و رازيانه . . . اين‌همه را بجوشاند ( هدايه ، 357 ) . غافث [ با ثاء مثلث ] درد جگر و سپرز سخت‌شده را . . . سود دارد ( اغراض ، 637 ) . شكوفه گياهى است كبود مايل به بنفشى و طولانى و تلخ با عفوصت و برگش دراز و عريض و زغب دارو از وسط برگها شاخ مجوف خشونت‌دار مىرويد ( تحفه ، 189 ) . هو الّذى تسميه العرب الطباق . . . ( شرح اسماء ، م 403 ) . غافت يا غافط بر وزن عاقل همان است كه ديسقوريدس آن را به يونانى اوپاتوريوس
Eupatorios
ناميده است و به عقيدهء ابن بيطار غير از طباق است . اين گياه كه اصل آن از سوريه يا اروپا است در سراسر خاورميانه به مقدار فراوان مصرف مىشود ( مايرهوف ، م 403 ، لوى 215 ) . گياهى است از تيره گل سرخيان كه پايا است و ساقه‌اش راست . . . رنگش مايل به قرمز پوشيده از كرك . . . گلهايش متعدد و به رنگ زرد مايل به نارنجى است ( فرهنگ معين ) .

غبيرا

( Qobair )
( لا )
Pirus sorbus
( فر )
sorbier
غبيرا سنجذست و او سرد و خشكست اندر درجهء اول . الابنيه ( بهم 237 ، زل 181 ) ليث گويد غبيرا نوعى است از انواع ميوه‌ها و لفظ واحد و جمع در آن يكسان است و به فارسى سسنك گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 192 ) . سرد است به درجهء اول ( اغراض ، 601 ) . به فارسى سنجد و به تركى ايكده نامند و بهترين او بزرگ مقدار شيرين است ( تحفه ، 190 ) . هو اسم لثمرة الشجرة التى يقال لها المشتهى ( شرح اسماء ، م 405 ) . معنى لغوى غبيرا خاكسترى كوچك است
La pet - ite grise
كه بر چندين گياه به خصوص به سنجد اطلاق مىشود و مشتهى بر وزن مجتبى به معنى اشتهاانگيز نيز مرادف با غبير است ( مايرهوف ، م 405 ) . مخفف غبيرا . در تداول فارسى زبانان نام ميوه - اى كه آن را سنجد گويند ( آنندراج - غياث ، دهخدا ) . در كلام عرب دخيل است و مفرد و جمع آن يكسان است ( المعرب جواليقى ، دهخدا ) .