چون بشكافند اندرون آن رگهاى زرد - رنگ بود . . . طلاى آن جهت تحليل اورام و شكستگى اعضاء و كوفتگى آنها و افتادن از جاى بلند نافع ( مخزن ) .
طين قيموليا
( Tin - e - Qaimuliy )
( لا )
Terra cimolia
( فر )
La terre cimolee
قيموليا كل قيموليار خام كلست و او هرچند صافىتر و براقتر بوذ بهتر باشذ .
الابنيه ( بهم 218 ، زل 169 )
گل خوزى . . . در كتاب [ كذا ] طب او را قيموليا گويند و در كتاب حشائش گفته است او دو نوع است يكى سپيد و جرم اين نوع چرب باشد و نوع ديگر آن است كه لون او ارغوانى است و اين انواع نيك باشد به هيأت . . . ابو - الخير گويد قيموليا گل رخام را گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 75 ) . حجر الرخام هم خوانند و آن مانند صفايح رخام بود سفيد و براق و خوشبوى . . . ديسقوريدس گويد آن دو نوع باشد يكى سفيد و ديگر فرفيرى ( اختيارات ، دهخدا ) . قسمى از آن سفيد و قسمى از آن مايل به بنفشى و چرب و بالزجت و ديرشكن و در آب دير حل مىشود و از بلاد اندلس و ارمن خيزد ( تحفه ، 179 ) . طين القيموليا . .
و آن را حجر رخام . . . نامند و اطفال در هند بر تختههاى مشق مىمالند ( مخزن ) .
و اما النوع من الطين الذى يقال له طين قيموليا فهو الطين الطليطلى باجماع من الاطباء ( شرح اسماء ، م 172 ) . طفل بر وزن قبل نوعى خاك رس است و طليطل همان شهر معروف تولد و از شهرهاى اسپانياست . مايرهوف دربارهء مطلبى كه از شرح اسماء نقل كردم مىنويسد :
ماهيت گل قيموليا مجهول است . همين قدر معلوم است كه در اسپانياى مسلمان شهرتى فراوان داشته است و نوعى خاك از جنس چوبك و اشنان است
( La - terre saponaire )
( مايرهوف ، م 172 ) .
طين مختوم الملك
( Tin - e - Maxtum - ol - malek )
( لا )
Terra sigillata
( فر )
La terre sigillee
سين انواعست و ازو مستعمل ازو كل ارمنى و مختوم الملك . . .
الابنيه ( بهم 215 ، زل 167 )
اين تنها موردى است كه هروى در ذيل مادهء طين به « مختوم الملك » اشاره مىكند و بر خلاف اقسام ديگر گل نه در ذيل عنوان طين از آن بحث كرده است و نه در ذيل عنوان مستقل ديگر اما در چند مورد ديگر در الابنيه اشاره به « طين مختوم » كرده است از جمله ذيل مادهء سرطان ( خرچنگ نه سرطان بمعنى بيمارى ) كه گويد : و خاكستر وى گاز