تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
نيز خواتيم لمنيه منسوب به لمنوس
Lemnos
جزيره يونانى واقع در درياى اژه خوانده‌اند بعيد نيست كه مراد از بحيره همان درياى اژه يا محتملا درياى مغرب باشد نه هر درياچه‌اى ( ر ك : طين خواتيم الملك ) . مرحوم دهخدا بحيره را مطلق درياچه پنداشته و طين بحيره را چنين تعريف كرده است : ظاهرا گلى است كه از بعض درياچه‌ها آرند . صاحب املاحى كه پاره امراض را سود دارد چون گل درياچهء اروميه كه طلاى آن اوجاع مفاصل و عرق النّسا را نافع است ( دهخدا ) .

طين جبسين

( ر ك : جبسين )

طين جص

( ر ك : جص )

طين حر

( Tin - e - Horr )
( لا )
Species terrae cimoliane Une espece du la terre cimol -
( فر )
ee
حر و كل حرقى را منع كنذ . . . و محمد بن زكريا كويذ كل حر اين كلست كى خورند . الابنيه ( بهم 218 ، زل 169 ) ديگر از گلها گلى است كه طين حر گويند به عربى است يعنى گل آزاد و پارسيان او را سريش گل گويند و علامت او آن است كه جرم او لزج باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 85 ) . محمد بن عبدون گويد : گلى است نزديك در شيراز . . . و آن گل به غايت سبزرنگ است ( اختيارات بديعى ، دهخدا ) . طين الحر از جهت پاكى او مىنامند و به فارسى خاك رست گويند ( تحفه ، 178 ) . طين الحر . . . به - فارسى خاك رست نامند . . . بعضى آن را شامل طين اندلسى و طين فارسى و بعضى خاكى كه از سيراف مىآورند دانسته - اند و آن خاكى است رخو سبك خالص و بسيار سبز شبيه به ريحان . . . و آن را مىخورند كسانى كه معتاد به گل خوردن - اند . . . و بعضى گفته‌اند خاك خالص از آميزش ريگ و رمل و اشياى غريبه است و بعضى از انواع طين قيموليا و از اصناف طين الخراطين دانسته‌اند ( مخزن ) .

طين سابوسى

( Tin - e - s busi )
( لا )
Terra samia
( فر )
La terre samienne
سابوسى و كل سابوسى فاضل‌تر مورد بوذكى اندر او هيچ ريك نباشذ . الابنيه ( بهم 217 ، زل 168 ) و نوع ديگر از انواع گلها و آن است كه او را طين سامس گويند . جالينوس گويد گل شامش را سامس گويند و جرم او به علك مشابهت دارد . . . او را كوكب - الارض نيز گويند . . . و كوكب الارض طلق است ( ترجمهء صيدنه ، ب 85 ) . طين شاموس استاد احمد فرج اندر كتاب خويش مىگويد : طين شاموس طلق