تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
كويند . . . و اين ميوه بمازو مانذ . الابنيه ( بهم 221 ، زل 170 ) هروى در ذيل مادهء « جزمازج » مىنويسد : جزمازج ميوه طرفاست و طرفا سبيذدار بوذ . و ذكرش خود كرده آيذ اندر باب طا ( الابنيه ، زل 80 ، بهم 96 ) . ازاين‌رو بحث درباره جزمازج را به اينجا ( طرفه ) محول كرده‌ام و در كتب داروهاى مفرد نيز از جزمازج غالبا در ذيل طرفه سخن گفته‌اند . جزمازج معرب « گز مازو » است و ازاين‌رو در هداية المتعلمين همه جا واژهء اخير مذكور است نه جزمازج . منتهى چون در رسم الخط قديم گاف فارسى را نيز به شكل كاف عربى مىنوشته‌اند كزمازج با كاف عربى در متن ضبط شده است و در « فهرست داروها » كه به آخر كتاب افزوده‌اند كزمازج را در ذيل حرف كاف آورده‌اند : و گرنه نرمى اندام را علاج كنى بدرشت گشتن به داروهاى درشت‌كننده اعنى به مازو و گزمازو . . . ( هدايه ، 203 ) . گزمازو يعنى مازوى گز ، مازو چيست ؟ مازو بر - وزن بازو نمو غير طبيعى كه در روى برگهاى بعضى اشجار از اثر گزيدگى حيوانى از جنس هوام پديد مىآيد ( فرهنگ نفسى ) . گز مازو را در متون عربى علاوه بر جزمازج ، كزمازك و جز - مازك و جزمازق نيز نوشته‌اند چنان كه بيايد . و اما لغت طرفه در الابنيه ذيل مادهء جزمازج طرفا آمده است چنان كه گذشت و در ديگر مآخذ مطلقا طرفا نوشته‌اند . بقول مرحوم بهمنيار : طرفه بر وزن صرفه تحريفى است از طرفا مخفف طرفاء بر وزن حمراء و آن درخت گز است . . . ( بهمنيار ، 221 ) . طرفا در ترجمهء صيدنه چنين تعريف شده است : طرفا سرد و خشك است . . . زداينده است و شويندهء هر عضوى را . . . و پوست گز و ميوه او در قبض به مازو ماند ( ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) . طرفا گز بوستانى و ثمرهء آن گزمازج است ( مفردات قانون ، دهخدا ) . طرفا گز است . برگ گز بر آماس گرم ضماد كنند ( اغراض ، 623 ) . طرفا به فارسى درخت گز گويند برگ او اثل است و ثمرش عذبه و مذكور شد و برى او بىثمر و كوچك آن بخصوص به اين اسم و شكوفه‌اش سفيد و مايل بسرخى و ثمرش مثلث و كزمازج نامند ( تحفه ، 176 ) . نيز در تحفه در ذيل لغت كزمازج چنين آمده است : به جيم و كاف اسم درخت گز است . گز اسم فارسى طرفا است ( تحفه ، 220 ) . كزمازك هو ثمر الطرفاء و يقال له ايضا جز مازك و جزمازق و قد يقال له ايضا العذبه ( شرح اسماء ، م 200 ) . و در همان كتاب ذيل مادهء اثل چنين آمده است : و الاثل ( بر وزن اصل ) هو نوع من الطرفاء ( شرح اسماء ، م 9 ) كزمازك
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 256 | منوچهر اميرى