از خزامى [ حزاى ] برى است و خزامى - [ حزاى ] شب بوى و به قولى خيرى دشتى است كه به شيرازى اردانه گويند ( بهم 19 ) . عبارتى را كه استاد فقيد از مخزن نقل كرده است من در آن كتاب يا در فرهنگ پايان آن ذيل لغت زوفرا يا زوفره يا حزاى برى نتوانستم بيايم جز مطالبى كه پيش از اين از آن كتاب نقل كردم . زوفره در الابنيه بعنوان ماده مستقل يعنى يكى از 584 كلمه و ماده از موادى كه در مداوا به كار مىرود و هروى به - تفصيل از هريك بحث كرده است نيامده است . معهذا چون اقوال دربارهء آن مختلف مىنمود در بحث آن تا حدى به - تفصيل كوشيدم . همچنين رجوع شود به « حزا » و « كاشم » .
زوقال
( Zoq l )
( لا )
Cornus mascula
( فر )
Cornouiller
زوقال جنسى است از الو سرخ - رنگ .
الابنيه ( بهم 177 ، زل 142 )
زوقال همان است كه امروز زغال يا زغالاخته مىنويسند . واژهايست فارسى و عربى آن قرانيا است كه مأخوذ از يونانى است چنان كه بيايد . در ترجمهء صيدنه و هداية المتعلمين ذكرى از زوقال يا قرانيا نشده است . ابن بيطار مىنويسد :
قرانيا ، الغافقى ، شجره تنبت فى الجبال البارده ورقه كورق الزادرخت ، ديسقوريدوس - هى شجرة عظيمه ( ابن بيطار ، بقيه مطالب او همان است كه صاحب اختيارات و تحفه و مخزن نوشتهاند ) .
قرانيا درختى است بزرگ در كوهستان سردسير رويد و ورق وى مانند ورق زيتون آزاد درخت بود و ثمر وى مانند زيتون دراز و چون نارسيده بود سبز بود و چون رسيده گردد سرخ گردد مانند خون و آن را خورند و در طعم وى عفوصتى تمام بود ( اختيارات ، دهخدا ) . قرانيا زقالاخته است ( تحفه ، دهخدا . اما من نتوانستم اين عبارت را در تحفه بيابم ) .
زقال اسم فارسى قرانيا است و او ثمر درختى است به قدر زيتون و ياقوتى - رنگ و بعد از خشكى سياه مىشود و ترش با اندك عفوصت و قبض ( تحفه ، 137 ) . زقال اسم فارسى قرانيا است .
ديسقوريدس گفته ثمر درختى است عظيم بهقدر زيتونى ( مخزن ) . صاحب شرح اسماء ذيل ماده « مو » مىنويسد :
مو هو المران . . . و هو القرانيه ( شرح اسماء ، م 231 ) . قرانيه معرب واژهء يونانى كرانيا
Kr neia
است ( ماير - هوف ، م 231 ) . زغالاخته گياهى است از تيرهء زغالاختهها كه جزو تيرههاى نزديك به زيتونيان است و آن درختچه - ايست كه ميوهاش بيضوى شكل و گوشتدار و قرمزرنگ و از زيتون اندكى