تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مالثرون و مارثون و مارنتون كه پيش از اين گذشت مأخوذ از كلمهء يونانى مار - تون
M rathon
است كه در قرون وسطى در زبان لاتينى تصحيف شده و به صورت مرترون
Marathron
درآمده است ( شرح اسماء ، م 1 و 3 ) . كلمهء سريانى در غادسمو كه در ترجمهء صيدنه درغ ساموا آمده است در نسخهء « نس » مشكول و به فتح دال اول و دوم و سكون را و سين است . نيز رجوع فرمائيد به : انيسون .

رازيانه

( ر ك : رازيانج )

راس خادم

( Rase - kh dem ( ? ) )
راس خادم . . . دانهء نيلوبر هندى بوذ . الابنيه ( بهم 167 ، زل 135 ) حق با مرحوم بهمنيار است كه مىنويسد : به اين نام در كتب مشهور صيدله ملاحظه نشد ( بهمنيار ، 167 ) . دربارهء نيلوپر رجوع شود به نيلوفر و اما اصلاح نيلوفر هندى در تحفه و مخزن نيز آمده است بدين‌گونه : نيلوفر . . . بعضى سرخ و او هندى است ( تحفه ، 285 ) . نيلوفر . . . و هندى آن مايل به سرخى ( مخزن ) . اما چنان كه اشاره شد اصطلاح راس خادم در كتابهاى مزبور و در ديگر مآخذ نيامده است و شايد اين نام ترجمهء لفظى هندى باشد .

راسن

( R san )
( لا )
Inula helenium
( فر )
Grand aunee
راسن كرمست و لطيف اندر درجهء دوم . روميان او را ترب شناسند و گويندكى كندناى روميست . الابنيه ( بهم 164 ، زل 133 ) به لغت رومى راسن را قيعالا گويند و بسريانى رسنا گويند و بيخ راسن بزرگ باشد و لون او سياه باشد و بوى او خوش بود و تيز و هريك از بيخ او شاخها زده بود در زمين و به تازى عكرس گويند و عكرس نوعى است از شوره كه به نبات ثيل ماند ( ترجمهء صيدنه ، ب 59 ) . در هدايه از راسن و راسن خشك ياد شده است و صاحب اغراض چنين آورده : راسن گرم و خشك است به درجهء دوم و در وى رطوبت فزونى است ( ص 599 ) . پيلگوش ( برهان - انندراج - منتهى - الارب ، دهخدا ) . زنجبيل شامى و زنجبيل بلدى راسن است ( تحفه ، 137 ) . راسن بيخ نباتى است خشبى و رنگش ما بين ياقوتى و سبزى و ساقش شعبه‌دار و برگش عريض و دراز ( همان كتاب ، 124 ) . آن را زنجبيل شامى و به يونانى انيون . . . نامند و صاحب اختيارات بديعى گفته كه دو نوع مىباشد يكى بستانى و آن فيل - جوش است و دوم برى و برگ آن شبيه به برگ فيل‌جوش ( مخزن ) . در طب قديم دواى معروفى بوده از براى معده ، برگ