ظن انه قد عدم من موضعه ( شرح اسماء ، م 329 ) . مايرهوف بىآنكه به اين مطلب كه منشأ و منبت قصب الذريره ايران است اشاره كند اين گياه را در فرانسه به
Faux acore
ترجمه كرده و نوشته است : لغت تازى قصب الذريره بمعنى نى خوشبو است و همان است كه ديسقوريدس - كالاموس اروماتيكوس
K lamos - aromatikos
خوانده است . تعيين هويت اين دارو مشكلات فراوانى به - وجود آورده و گياهشناسان از سدهء شانزدهم ميلادى به بعد دربارهء اين گياه بحث كردهاند . در خاور نزديك عطاران و داروفروشان پيوسته قصب الذريره را با وج اشتباه كردهاند و وج همان است كه به فرانسه
L'acore vrai
و به لاتينى
Acorus calmus
خوانده مىشود [ در الابنيه جداگانه از وج بحث شده است ، ر ك : همين ماده ] . گياهشناسان نامدارى چون آشرسون
Ascherson
خواستهاند كه قصب الذريره را با قنى بوسيم
Qe - neBosim
كتاب مقدس تطبيق دهند كه يكى از گياهان تيرهء جنتيانا
Gentian - aceae
بشمار مىرود و نام علمى آن
Swertia chirta
است ( مايرهوف ، م 329 ) . لوى در شرح بر اقرابادين كندى مىنويسد كه در كتاب مزبور بجاى قصب الذريره قصب آمده است و آن نوعى از نى خوشبو است كه شايد نام انگليسى آن
False acorus
باشد . لوى نيز مانند مايرهوف و به استناد قول دو - كرو
Ducros
مىنويسد كه قصب الذريره را در مشرق زمين با « وج » اشتباه كرده - اند ( لوى ، م 233 ) .
ذنب الخيل
( Zanab - lo - Xail )
( لا )
Equisetum
( فر )
La prele
ذنب الخيل جنسى است از شنك و سردست .
الابنيه ( بهم 160 ، زل 130 )
ذنب الخيل به معنى دم اسب است و به همين سبب آن را ذنب الفرس ( در تحفه اشتباها ذنب الفارس ) هم گفتهاند . تعريف اين گياه در ترجمهء صيدنه چنين است :
ابو حنيفه گويد ذنب الخيل لحية القيس را گويند و در زمين عرب بسيار باشد و عصارهء او در معدن او منجمد شود و او را بر زمين ديگر نقل كنند و گويند او را كه او كرفس كوهى است و به سريانى طور را گويند و معدن او در خندقها باشد . . . و رنگ او به سرخى مايل بود و جرم او صلب بود و نبات او را گرهها باشد و پيوندها . . .
و بر هر پيوندى برگى . . . و سر هريك از نبات او خميده بود به شكل ذنب اسب و لون او سياه باشد ( ترجمهء صيدنه ، ب 59 ) . بيخ نباتى است با صلابت و نوعى از لحية التيس دانستهاند منبت او كنار آبها