و شاخهاى او بسيار و مجوف و مايل به سرخى و با خشونت و پرگره و گرهها بهم متصل و پربرگ و باريك شبيه به برگ اذخر و از گرهها روئيده و در اطرافش شبيه به دم اسب و بر اشجار مجاور متشبث مىگردد و بىگل و بىثمر و بعضى گويند گلش ما بين سفيدى و كبودى است و قوتش مدتها باقى مىماند ( تحفه ، 122 ) .
اذناب الخيل و يسمى هذا النبات ايضا لحية التيس و ليس هو الطراثيث بل كانه نوع من القضاب ارق منه بكثير ( شرح اسماء ، م 37 ) . به تازى اذناب الخيل نيز گويند كه آن را با صورت مفرد اين كلمه يعنى ذنب الخيل نبايد اشتباه كرد . همهء مؤلفان عربىنويس كلمهء مفرد ذنب الخيل را به همان معنى به كار بردهاند كه معادل لاتينى و فرانسوى آن را در صدر همين ماده نوشتهايم و ذنب الخيل ترجمهء لغت يونانى هيپوريس
hippouris
است ( مايرهوف ، م 37 ) .
و اما تعريف شنگ كه هروى مىنويسد ذنب الخيل جنسى از آن است از نظر گياهشناسى چنين است : شنگ
s ? eng
به لاتينى -
Tragopogon orie - ntalis
و به فرانسه
Salsijis
از تيرهء مركبان كه علفى و داراى برگهاى متناوب است . . . داراى گونههاى مختلف است . . .
در آب و هواهاى معتدل آسيا از جمله ايران و اروپا و افريقا مىرويد . چون شنگ يكى از سبزيهاى خوردنى مىباشد و در اغذيه مصرف مىشود در بعضى نقاط آن را مىكارند ( فرهنگ معين ) .
ذهب
( Zahab )
ذهب زرست و او دل قوى كنذ و تن نيز .
الابنيه ( بهم 160 ، زل 129 )
ذهب زر است مفرح است و اندر معجونات خداوندان سودا نافع است ( اغراض ، 637 ) . به فارسى زر و طلا نامند معتدل مايل به حرارت و مقوى دل و حرارت و رطوبت غريزيه و مفرح ( تحفه ، 123 ) .
به فارسى زر و طلا و به تركى التون و قزل . . . نيز نامند . اشرف فلزاتى است كه در معدن از زيبق و كبريت معتدل صافى تكون مىيابد ( مخزن ) .
[ ر ]
راتينج
( R tinaj )
( لا )
Resina pini
( فر )
Resine de pin
راتينج صمغ صنوبرست و سبيذش بهتر باشد و از شامى انك با زردى زند .
الابنيه ( بهم 167 ، زل 135 )
و او صمغ درخت ناژ است چون درخت خرد بود و او را راطانا و راتيانا و فلغونيا گويند و به پارسى سندروس گويند و به لغت سريانى ريوسا گويند . . .
و يوحنا در علاج فالج ذكر كرده است