مىنويسد « داذى . . . هو حب مثل الشعير و اطول منه و اطول منه و ادق ادكن اللون مر الطعم يستعمل فى نبيذ التمر » ( ب ، 63 ) .
ابن بيطار نيز تقريبا عين همين عبارت را تكرار كرده است . مىنويسد : ابن سينا ، هو حب مثل الشعير اطول و ادق ادكن اللون مر الطعم ( ابن بيطار ، 86 ) . صاحب تحفه داذى را دازى ( با زاء منقوط ) نوشته است : « و دازى به لغت فارسى قسمى از هيوفاريقون است » ( تحفه ، 113 ) . به دال مهمله نيز آمده به لغت فارسى جوجارو نامند . . . قسمى از هيوفاريقون است و مراد از مطلق آن داذى فارسى است و آن دانهايست مانند جو و باريك و درازتر از آن و طعم آن تلخ و تند و تيرهرنگ و بهترين آن سرخرنگ است . . . منبت آن جبال فارس است ( مخزن ) . صاحب شرح اسماء مىنويسد : داذى اسم تربة هندية ينبذون بها شراب العسل . . . و قيل ان الذاذى شجرة ( م 86 ) . بنا بر آنچه مايرهوف مترجم و شارح شرح اسماء - العقار مىنويسد داذى نوع اول همان است كه تازيان و ايرانيان نوعى خاك پنداشتهاند ولى در واقع گياهى است كه نام علميش
Lecanora esculenta
است و در ايران به عنوان مادهء مغذى و فزايندهء شير مادر به كار مىرود و از اين - رو « شيرزاد » خوانده مىشود . و اما داذى نوع دوم كه صاحب شرح اسماء آن را نوعى درخت خوانده است همين داذى مذكور در الابنيه است كه نام علمى و فرانسويش را در صدر اين گفتار مىبينيد ( مايرهوف ، م 86 ) . اين درخت . ارغوان نيز خوانده مىشود ( لوى ، م 94 ) . دربارهء هيوفاريقون و داذى كوهى ، ر ك : هيوفارقون .
دارصينى
( D re - sini )
( لا )
Cinnamomomom zeylanicum Le cannelier de ceylan cinna -
( فر )
mone
دارصينى و قرفه كرم و خشكست اندر درجهء سيم و او داروى شريفست و لطيف بغاية لطيفى .
الابنيه ( بهم 154 ، زل 125 )
نيكوتر انواع او آن است كه بوى او خوش بود و طعم او تيز باشد وحدت او مذاق را بسوزد از حد بيرون و لون او در سپيدى به سبزى ماند كه چيزى تيره - رنگ در وى فكنده باشند و گويند نيكو - تر او آن است كه نو باشد و لون او سياه بود كه به لون خاكستر ميل كند و اثر سرخى در رنگ او بتوان ديد و چوب او باريك باشد . . نوعى از دارچينى آن است كه منبت او در كوهها باشد و آن را دارچينى جبلى گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 54 ) . دارچينى گرم است به درجهء سيم و سخت لطيف است ( اغراض ، 590 ) . در هداية المتعلمين به جاى دار - صينى دارچينى آمده است . صاحب تحفه