تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مىشود . ( مايرهوف ، 387 ) . درختى است به ارتفاع 10 تا 15 متر كه به حالت خودرو در افريقا ، هند هيماليا ، برزيل ، جزاير آنتيل ، مصر و ايران مىرويد . برگهاى آن بزرگ است گلهائى به رنگ زرد شفاف و مجتمع به صورت خوشه‌هاى آويخته و ميوه‌اى با نيام ، دراز و ناشكوفا دارد كه فلوس ناميده مىشود . قسمت مورد استفادهء اين گياه مغز ميوهء آن است . مغز فلوس ، ملين و مسهل است و چون مصرف آن ناراحتى و عوارض سوء ايجاد نمىكند غالبا براى اطفال و اشخاص مسن تجويز مىگردد ( زرگرى ، ج 1 ، ص 476 - 477 ) .

خيرى

( Xiri )
( لا )
Cheiranthus cheiri
( فر )
Giroflee jaune
خيرى كرم و خشكست اندر اول درجهء سيم و كسى را كى مزاجش معتدل بوذ سوذ كنذ . سرد بكشايذ اندر سر خاصه ان كى زرد بوذ . الابنيه ( بهم 131 ، زل 110 ) بعضى او را شب‌بوى گويند بدان سبب كه بوى او در شب با قوت باشد و به مشام زودتر رسد و اهل عراق انواع او را منثور گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 53 ) . هو نبات معروف و له زهر مختلف بعضه ابيض و بعضه فرفيرى و بعضه اصغر و الاصغر نافع فى اعمال الطب ( ابن بيطار ، 82 ) . اسم يونانى گل شب‌بوى فارسى است چه بوى او در شب بيشتر ظاهر مىشود و در عراق عرب منثور نامند . از جمله گلهاى خوش‌بو است سفيد و زرد و سرخ و بنفش مىباشد و از مطلق او مراد قسم زرد است ( تحفه ، 112 ) . خيرى و يقال له خيرى اصغر و هو الذى يسمونه اهل مصر المنثور ( شرح اسماء ، م 394 ) . خيرى نام فارسى است . . . معادل با لوكوئيون
Leukoion
كه ديسقوريدس نام مىبرد ( مايرهوف ، م 394 ) . خيرى - خيرو - هيرى ، پهلوى هريك
herik
، گل شب‌بو ( فرهنگ معين ) . گياهى است زينتى بارتفاع 30 تا 70 سانتيمتر كه به علت دارا بودن گل - هاى زيبا و معطر در نواحى مختلف پرورش مىيابد . رنگ گلهاى آن زرد يا زرد مايل به قهوه‌اى است ولى امروزه بر اثر پرورش زياد نژادهاى مختلف از آن به دست آمده است . ( زرگرى ، ج 1 ، 122 ) .

[ د ]

داذى

Dazi )
و
( Dadi
( لا )
Cercis siliquastrum
( فر )
L'arbre de Judee
داذى سرد و خشكست اندر اخر درجهء اول . . . و جون دو درمسنك ازو با شكر بخورى بواسير را سوذ كنذ . الابنيه ( بهم 155 ، زل 526 ) داذى هم به اين صورت و هم با دو دال مهمله آمده است . ابو ريحان در الصيدنه