گويند و آن را نر خوانند كه قابل آب دادن است . و نرم آهن بر دو قسم است يكى خود آن آهن و ديگر آبى كه هنگام اذابت از آن جدا گردد و آن را دوص خوانند و به فارسى « استه » و به نواحى زابلستان آن را « رو » خوانند كه زودتر از آهن آب و جارى شود و آن سفيد و سخت نقرهفام است ( الجماهر ، دهخدا ) . حديد آهن است آب اندر آهن ناب كرده ( اغراض ، 622 ) . در معرفت حديد . . .
آهن جوهرى است معدنى از جملهء فلزات هفتگانه . . . و آن سنگى است سياه براق كه به آتش آهن از او جدا كنند و آن انواع است . يكى را « نرم آهن » گويند و ديگرى به غايت سفيد باشد مانند نقره و اصل نرم آهن و پولاد هر دو يكى است ، در گداز متنوع مىشود . . . و بهترين آهن سفيد بود . . . و نوع ديگر را پولاد گويند . . .
و نوع ديگر را « قاطع » گويند . . . و پولاد انواع است يك نوع را « بلارك » خوانند كه در او جوهرى سفيد مسلسل باشد . . . از آهن « توبال » حاصل مىشود كه آن را « خبث الحديد » گويند . آن را در داروها به كار دارند ، خاصه در مرهمها .
جراحات را خشك كند و علت بواسير را نافع بود ( عرايس ، 236 - 238 ) .
حديد . . . و خبثه او قشوره المسمى تو بالا ( الصيدنه ، ب 50 ) . از شرحى كه ابو ريحان و صاحب عرايس دربارهء توبال يا خبث الحديد مىدهند پيداست كه همان گواهن است و گواهن غير از گاوآهن است كه مرحوم بهمنيار پنداشته و در حاشيه نوشته است ( بهمنيار 121 ) آقاى رواقى در مقاله - اى كه در انتقاد از الابنيه چاپ بهمنيار نوشته است چنين ياد كرده : در يواقيت العلوم آمده است : و گوارش ريمآهن را نيز منفعتى عجب است . ترشى معده را ببرد .
گواهن در افغانستان به معنى ريمآهن و زنگآهن و چركآهن به كار مىرود . چنان كه از متن الابنيه و يواقيت العلوم پيداست گواهن و ريمآهن يكى است و همان خبث آهن است همانطور كه در جامع ابن بيطار همهء اين خواص را براى خبث آهن برشمرده است . ( مجلهء سخن دورهء 18 ، ص 802 - 803 ) .
ذكر اين نكته در اينجا بىمناسبت نيست كه آقاى رواقى در مقالهء خود اشاره نكرده است كه مرحوم دهخدا قبل از ايشان لغت گواهن را تحت همين ماده در لغتنامه ( حرف گاف ، شماره مسلسل 77 كه در ابان 1341 انتشار يافته است ) آورده و بر خلاف بهمنيار آن را گاوآهن نپنداشته بلكه « فولاد و شاپورگان » تصور كرده است و قسمت مهم از عبارتى كه در فوق از الابنيه نقل كردهام شاهد آورده است و حال آنكه او نيز اشتباه كرده زيرا گواهن به شرحى كه گذشت غير از پولاد و شاپورگان است .
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 127
مساهمون: منوچهر اميرى
ص١٢٧