تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
دارد و نگذارد تا خايه و پستان بزرگ شود ( اغراض ، 622 ) . اين سنگ افسان در هدايه سنگ بسان با باى ابجد ضبط شده است : حجر اليهود چون به آب روشن او را بر سنگ بسان بسائى ( هدايه ، 296 ) . سنگى است الوان كه كارد و شمشير و غير آن بدان تيز كنند ( اختيارات ، دهخدا ) . و به فارسى فسان گويند . . . و بهترين او سرخ و سياه و براق است ( تحفه ، دهخدا ) . و سنگ كارد نامند ( مخزن ) .

حجر المغناطيس

( Hajar - ol - meqn tis )
حجر المغناطيس را قوه بشاذنه مانذ . الابنيه ( بهم 117 ، زل 97 ) آهن‌ربا
( Pierre magnetiqve )
يا سنگ آهنكش ، حجر الحديد ، حجر الهنود سنگ آهن‌رباست ( دهخدا ) . سنگ مغناطيس ( هدايه ، 541 ) حجر الهنود ( داود انطاكى ، دهخدا ) . به پارسى سنگ آهن‌ربا خوانند ( اختيارات ، دهخدا ) . حجر المقناطيس سنگ آهن‌ربا است و از انتهاى عمان و حوالى بحر هند خيزد و بهترين او لاجوردى صاف و زبون‌ترين او سياه است ( تحفه ، 83 ) . مغناطيس را بعضى مؤلفان از قديم و جديد با قاف هم نوشته‌اند كه غلط است . استاد مجتبى مينوى در اين باره مىنويسد : مغناطيس مأخوذ از لفظ يونانى مگنيتس است و جز به غين نوشتن آن درست نيست ( حواشى كليله و دمنه ، تصحيح و توضيح استاد مينوى ص 283 ) .

حجر المغنيسا

( Hajar - ol - maqnis )
حجر المغنيسا نوعين حجر المغنيسا دو نوعست ذهبى و فضى و هر دو قوت دهذ جشم را و جلا دهذ سخت . الابنيه ( بهم 120 ، زل 99 ) ترجمهء لغوى آن سنگ مغنيساست و در مفردات طبى تحت عنوان مغنيسا از آن بحث شده است . در متن آخوندوف به
Lapis magne sius
ترجمه شده است و در شرح آخوندوف آن را يكى از انواع منيزى يعنى كربنات دو منيزى ( به لاتينى
( Magnesium carbonicum
و به معنى « سنگ كاسه » نوشته‌اند ( متن ، م 161 ، حواشى م 24 ) . سنگ كاسه اشتباه است و بايد رنگ كاسه باشد . ابن بيطار اين كلمه را مغنيسيا ضبط و آن را چنين تعريف كرده است : هو حجر لا يتم عمل الزجاج الا به و هو الوان كثيرة و قد يستعمل فى الاكحال ( ابن بيطار ، 161 ) . در اغراض نيز مغنيسيا آمده است ( ص 626 ) . اما در كتب متأخر مانند تحفه و مخزن مغنيسا نوشته‌اند : اسم نبطى سنگى است . . . به فارسى رنگ كاسه نامند و كاسه گران ظرف به او رنگ مىكنند ( تحفه ، 248 ) . و شيشه‌گران نيز بعد از آنكه سنگ شيشه را گداختند آن را كوبيده بر
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 124 | منوچهر اميرى