( Castoreum
از راستهء جوندگان كه نسبتا بزرگ است و به وزن دو كيلوگرم مىرسد . موهاى بدنش زيباست و به همين مناسبت شكار مىشود . پاهاى خلفىاش پردهدار است و براى شناى حيوان مورد استفاده قرار مىگيرد ( معين ) .
جنطيانا
Jentian , Jantian
( لا )
Gentiana lutea
( فر )
Gentiane
جنطيانا اصل خنظل روميست و منفعت وى اندر باب حا كفتهايذ .
الابنيه ( بهم 97 ، زل 81 )
به غير از الابنيه در هيچيك از مآخذ اشارهاى به ارتباط جنطيانا با حنظل يا حنظل رومى نشده است . در ترجمهء صيدنه مىنويسد : جنطيان و جنطيانا . . .
گويند پادشاهى بود كه او را جنطين ملك گفتندى و اول كسى كه اين نبات را بشناخت و خاصيت او معلوم كرده بود و به اين سبب او را به آن پادشاه تعريف كردهاند . . . جنطيانا را دواء الحيه گويند . . .
و ابن ماسويه گويد جنطيانا را دو نوع است نوعى از او رومى است و اين نوع به هيأت مدور است و نوع ديگر پارسى است و اين نوع دراز باشد و دومى نيكوتر است ( ترجمهء صيدنه ، ب 34 ) . صاحب اغراض نخست تعريف جنطيانا را به تازى و سپس خواص آن را به فارسى نوشته است : جنطيانا اصله مطاول شبيه به اصل الزراوند . . . و هو نبت رومى و سمى جنطيانالان اول من عرفه و ظفر به جنطين الملك . . . و پادزهر گزندگان است خاصه سگ ديوانه را ( اغراض ، 616 ) . جنطين الملك . . . نخستين كسى است كه داروى جنطيانا را شناخت ( ذخيره ، دهخدا ) بيخى باشد سرخرنگ به گندگى انگشت و از انگشت بزرگتر است و آن را جنطين الملك و دواء الحيه و كف الذئب خوانند ( برهان ، دهخدا ) .
به يونانى اسم بيخى است دراز و غليظ و مايل به سرخى و تيرگى و تلخ و رومى آن را ساق به قدر انگشتى و در طول قريب به دو زرع و برگش شبيه به برگ گردكان و سرخ و ريزه و با تشريفات و گلش سرخ مايل به كبودى و ثمر و غلاف او شبيه به كنجد و غير رومى را جرمقانى نامند ( تحفه ، 74 ) . جنطيانا به كسر جيم . . .
به فارسى كوشاد ( مخزن ) . جنطيانا هو - الكوشاذ . . . و يقال له دواء الحيه ( شرح اسماء ، م 77 ) . جنطيانا معرب لغت يونانى جنطيانه
« genti ne »
مىباشد .
ريشهء اين گياه بعنوان پادزهر به كار رفته است و ازاينرو آن را دواء الحيه خواندهاند . كوشاد يا گوشاد معادل فارسى جنطياناست ( مايرهوف ، م 77 ) .
جنتيانا - جنطيانا . . . گياهى از تيرهء جنتيانا ( بفرانسه
( Gentianacees
جزو تيرههاى نزديك به زيتونيان كه علفى و