تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

جراد

( jar d )
جراد را بپارسى ملخ گويند و او كرم و خشكست . الابنيه ( بهم 100 ، زل 83 ) به فتح جيم است و بعضى به غلط به ضم گويند ( بهمنيار ، ص 100 ) . و يا اندر تموزى مه ببارد ، جراد منتشر بر بام و برزن ( منوچهرى ، دهخدا ) . ملخ است ملخ بزرگ و گرد كه نتواند پريد ( اغراض ، 603 ) . به فارسى ملخ نامند و در دوم گرم و خشك و مبهى ( تحفه ، 71 ) .

جرجير

( jerjir )
( لا )
Eruca sativa
( فر )
Roquette
جرجير كرمست اندر درجهء سيم خشك اندر درجهء دوم و اندر وى اندكى رطوبتست . الابنيه ( بهم 93 ، زل 78 ) اين لغت را زليگمان جزجير
jezjir
ضبط كرده است زيرا در دست‌نويسى كه به خط اسدى است روى راى اول به فاصله نسبة دور ( يعنى دور نسبت به فاصله‌اى كه اسدى نقطه روى حروف مىگذارد ) نقطهء درشتى ديده مىشود كه به ظنّ قريب به يقين مقصود كاتب از نوشتن آن گذاشتن علامت سكون بوده است ، همان علامتى كه در راى دوم ( روى كلمهء « جير » ) به شكل دايره‌يى كوچك نوشته شده است . بارى زليگمان كه در نقل رسم الخط نسخهء اسدى نهايت دقت و وسواس را به كار برده راى مورد بحث را زاى منقوط فرض كرده و در نتيجه جرجير را جرجيز خوانده است . در ترجمهء صيدنه جرجير چنين تعريف شده است : جرجير را به لغت رومى ارمون گويند و به سريانى كركز گويند و به پارسى كيكز گويند و اهل سيستان ترميره [ ترتيزه ؟ ] گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 31 ) جرجير يعنى كزكز [ هر دو با زاى منقوط ] معوف است ( الاغراض ، 590 ) . به فارسى تره‌تيزك نامند و برى او ابهقان است و دو قسم مىباشد يكى ساقدار و برگش از برگ ترب ريزه‌تر و گلش زرد و بسيار تند و او را خردل برى گويند و يكى بىساق و برگ او نرم و كم‌حدت و گلش سرخ و بستانى او سه قسم مىباشد يكى شبيه به ترب و ساقدار و برگش با خشونت و در مازندران شاهتره و كوله‌تره و در تنكابن خاصه تره نامند و تخم او سفيد و حرف بابلى عبارت از او است و قسمى را رشاد و به فارسى تره‌تيزك شاهى گويند . برگش بزرگ و گلش سرخ و تخمش مايل بسرخى و طولانى و قسم ديگر ريزه برگ و تخمش ريزه‌تر از حب - الرشاد است و مراد از مطلق او قسم اخير است ( تحفه ، 71 ) . . . به فارسى كيكير و به شيرازى كهزك گويند ( مخزن ) . مرحوم دهخدا در يادداشتى كه از او