تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
( لا )
Reseda mediterrania
( فر )
Reseda
جبلهنج كرم و خشكست اندر درجهء دوم . قى آرذ بقوتى نيك . الابنيه ( بهم 99 ، زل 82 ) جبلهنج معرب جبلهنگ است كه جبلا - هنگ و جبراهنگ نيز گفته‌اند . در ترجمهء صيدنه ذيل جبلهنگ چنين آمده است : جبلهنگ . . . دارويى هندى است و به تودرى سرخ ماند و به هيأت ازو خردتر باشد . . . و بعضى از او زرد باشد و بعضى سرخ ( ترجمهء صيدنه ، ب 31 ) . سيد اسمعيل جرجانى در ذخيرهء - خوارزمشاهى ذيل جبلاهنگ مىنويسد : گفته‌اند تخم تربد زرد است ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، دهخدا ) . اما همين مؤلف در كتاب ديگر خود اغراض الطبيه مىگويد : گروهى گويند تخم تربد سياه است ( اغراض ، 617 ) . جبلاهنگ و جبلهنگ نيز گويند . به پارسى جبرآهنگ گويند و آن تخم زرد خار است و بيخ وى تربد زرد است و گويند تخم دند سياه است و فعل وى مانند فعل خربق بود و بهترين وى هندى بود ( اختيارات ، دهخدا ) . جبلاهنگ لغت فارسى است و جبلهنج معرب از او و آن تخم خارى است زردرنگ شبيه به شيوران و به تركى صفرا اودى گويند و آن ثومون است ( تحفه ، 70 ) . مؤلف مخزن نيز همين مطالب را تكرار كرده است ( ر ك : مخزن ذيل لغت جبلاهنگ ) . در فرهنگ معين ذيل لغت زرد خار چنين آمده است : زرد خار ، اين گياه را به نامهاى جبلهنج و جبلهنگ و جبلاهنگ نيز ياد كرده‌اند . ابن بيطار آن را همان سم‌برى مىداند كه به پارسى اسپرگ سپيد گويند و نيز تربد زرد ناميده مىشود . نام جبلهنگ و زردخار در كتب مختلف به گياهان ديگر هم داده شده است . در بعضى كتب آن را موافق با جوز القى و برخى هم آن را معادل با كنگر دانسته‌اند .

جبن

( Jobonn )
جبن اندر باب لام كفته‌ايذ با لبن . الابنيه ( بهم 93 ، زل 78 ) هروى همچنانكه اشاره كرده است از جبن در باب لام ذيل ماده لبن سخن رانده است بدين‌گونه : و پنير تر بهتر كه زودتر از معده بود . . . و پنير كهن بد بود خاصه كه تيزى اندر اوى آمده بود . . . ( بهم 284 ) . ابو عبيده گويد كه جبن به تشديد نون است . . . پنير را گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 31 ) . به فارسى پنير نامند . تازهء او در دوم سرد و ترمغرى معده و روده و مقوى گرده و ملين طبع ( تحفه ، 70 ) . به ضم جيم و باء موحده و نون مشدده به فارسى پنير نامند و آن شير بسته است ( مخزن ) . پنير ( منتهى الارب قطر - المحيط ، دهخدا ) .
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 98 | منوچهر اميرى