را « زه » نيز مىنامند ( گلگلاب ، 318 ) .
مرغ
mary
گياهى است از تيرهء گندميان كه علفى و پايا است و داراى ساقهء زيرزمينى افقى و گرهدارى است كه از محل هر گره ريشههاى كوچك خارج مىشود . سرعت انتشار اين گياه بسيار زياد است و به سهولت مزارع را اشغال مىكند . كندن آن نيز به علت داشتن ساقهء زيرزمينى دراز و ريشهدار بسيار مشكل است . اين گياه برگهاى دراز نوك تيز و غلافدار به رنگ سبز يا غبارآلود دارد . گلهايش كه در فاصلهء ماههاى خرداد و تير ظاهر مىشود برنگ مايل به سبز مىباشد . مرغ در اراضى باير غالب نقاط معتدله مخصوصا ايران فراوان يافته مىشود و قسمت مورد استفاده داروئى اين گياه ساقه زيرزمينى آن است كه به غلط ريشه خوانده مىشود ، بيد گياه ، ثيل صغير ( فرهنگ معين ، دهخدا ) .
[ ج ]
جاكشو
( ر ك : چشميزج )
جاورس
( J vars )
( لا )
Panicum milaceum Millet commun
جاورس سرد و خشكست اندر درجهء اول . طبيعت بيندذ و او را رالبول ارذ . . . و گاورس بر سه گونه است يكى گونه دخن است . . . و گاورس بهتر از دخنست به همه حال و خوش تر نيز .
الابنيه ( بهم 89 ، زل 74 )
جاورس معرب است از لفظ گاورس . . .
و به عربيت دخن گويند ( ترجمهء صيدنه ، ب 46 ) . سه نوع است و قوت او به كرنج نزديك است ليكن كرنج غذادهندهتر است و گاورس قابضتر ( اغراض ، 590 ) .
گاورس بر خلاف آنچه پنداشتهاند ارزان نيست نوعى از آن است چنان كه در هداية المتعلمين جداگانه از اين دو سخن رفته است ( ر ك : هدايه ، فهرست داروها ) و همچنين در ذخيرهء خوارزمشاهى :
گاورس پوستكنده و ارزن پوست كنده سود دارد ( نقل از دهخدا ) . و آن سه نوع است يك نوع دخن گويند و به پارسى ارزن گويند . . . و يك نوع جاروس هندى خوانند و آن ذرت است و به پارسى گاورس . . . خوانند ( تحفه ، دهخدا ) .
جاورس معرب از گاورس فارسى است و از نوع ريزهء دخن است كه به فارسى ارزن و به هندى باجرا نامند ( مخزن ) .
جاورس هو نوع من الدخن و الجاورس الهندى هو ذره ( شرح اسماء ، م 70 ) .
جاورس معرب گاورس فارسى است معادل با
Kengchros
يونانى كه گياه - شناسان معاصر آن را معادل نامهاى لاتينى و فرانسه مىدانند كه در بالا نوشتهام ( مايرهوف ، م 70 ) . استاد پورداود به - استناد منتخب جامع المفردات غافقى