تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
انگور و مانند آن است كه در ته ظرف رسوب مىكند و صاحب مخزن گويد ثفل جرم چيزى است كه آب آن را فشرده باشند ، از تجير غليظتر و تجير را مىنويسد كه لاى انگور و مانند آن است ( بهمنيار ، 88 ) . به آنچه استاد نوشته است بايد بيفزايم كه البته غرض هروى از ثفل در اينجا ثفل و لاى آب انگور است و گرنه هروى ثفل را بمعنى مطلق تفاله در ذيل مادهء بصل به كار برده است : بصل . . . چون بيفشارى و ثفلش بيفكنى اندر عصارتش اين دو جوهر لطيف بماند ( بهم 53 ) . آنچه در تحفه دربارهء ثفل آمده است همان است كه صاحب مخزن عينا تكرار و استاد بهمنيار در حاشيه‌اى كه از او آوردم نقل كرده است : ثفل اسم جرم چيزهاست كه آب آن را افشرده باشند ( تحفه ، 68 ) . ثفل تفاله و شايد معرب همين كلمهء فارسى است ، دردى ، ته‌نشين آب و دوا و جزء آن ، درشت پس افتاده از چيز فشرده ، جرم : گر هوا و نار را سفلى كنى - تيرگى و دردى و ثفلى كنى ( مولوى ، دهخدا ) . سرگين ، آنچه دفع شود از معده هرچند طعام خوش تر ثفل وى گنداتر ( كيمياى سعادت ، دهخدا ) .

ثوم

( Sum )
( لا )
Allium Satirum
( فر )
Ail
ثوم دارويست كى وى تن درستى را نكاه دارذ از انك اندر وى قوتى سدوكشاى و تحليل كنست . . . و سير دشتى را اسقور - ديون گويند . الابنيه ( بهم 85 ، زل 71 ) به لغت سريانى ثوما گويند و آنچه دشتى باشد اسكراديون گويند و پارسيان سير را به بعضى حيوان تعريف كرده‌اند چون كلاغ سير و روباه سير و موش سير و چون به عربيت معنى اين الفاظ گوئى ثوم الغراب و ثوم الثعلب و ثوم الفار بايد گفت ( ترجمهء صيدنه ب ، 44 ) . در هداية المتعلمين از « سير » فراوان ياد شده است ( ر ك : هدايه فهرست داروها ) . سير است . . . و سير دشتى گرم‌تر از بستانى است ( اغراض 600 ) به فارسى سير گويند و برى او اسقورديون است و بستانى دو قسم مىباشد يكى بسيار دندانه و يكى منحصر به يك دندانه و به قدر پياز كوچكى و او كمتر است و جبلى او را به فارسى مو - سير گويند و برگش عريض‌تر از برگ نرگس و گلش بنفش و بيخش يك عدد و بىدندانه و بزرگ مقدار و در بوى مانند بستانى و بهتر از همه بستانى مشهور پر دندانه است ( تحفه ، 68 ) . سير . . . گياهى است كه از ديرزمان مصرف مىشود و بخصوص پياز آن را به صورت تنتور استعمال مىكنند . منشأ آن سيبرى است و بعدا كشت آن در نقاط ديگر متداول شده است . . . سير غير از اين كه