ابريشم مصرف مىگردد ( درختان و درختچهها ، 226 ) .
تود
( ر ك : توث )
توذريج
( Tuzarij )
( لا )
Sisymbrium officinale
( فر )
Sisymbre
توذريج سه جنسست سرخ و زرد و سبيذ و اندر باه بيفزايذ .
الابنيه ( بهم 80 ، زل 67 )
معرب تودرى فارسى است و در هداية - المتعلمين در چند مورد از تودرى سپيد و تودرى سرخ ياد شده است ( ر ك :
هدايه ، فهرست داروها ) . دزى تودريج با دال و توريح و تودرى و تدرج و تودرج و توذرى ضبط كرده است ( دهخدا ذيل مادهء تودريج ) . تودرى را به لغت هندى توبلى گويند و بسريانى تو در يك گويند و تودريج با لغت يونانى هيرو - سمند [ درست خوانده نمىشود ] گويند و او دانهايست و معدن او بشام است . . . و او تخم نباتى است و به هيأت به دانهاى ماند كه او را [ خوانده نمىشود ] گويند و جرم او ثقيل و درفشان بود و تودرى دو نوع است يكى زرد و ديگرى سرخ و منبت او به ابيورد است ( ترجمهء صيدنه ، ب 41 ) . توذرى دو نوع است سرخ و زرد و گرم است به درجهء دوم ( اغراض ، 635 ) . تودرى اسم فارسى و به يونانى آرد سمن و به عربى بر زخمخم نامند .
نبات او را برگ دراز و بىساق و شاخ - هاى او سرخ و صلب و با اندك خارى ريزه و ثمرش در غلاف باريك و لطيف و تخمش از عدس كوچكتر و اندك پهن و سرخ و زرد و سفيد مىباشد و بىتندى و در اصفهان قدومه گويند و سرخ آن را قدومه گلگون و او غير جنه است چه جنه را خاكشى نامند ( تحفه ، 65 ) .
تودرى تخم نباتى است برگ آن دراز و بىساق و شاخهاى آن سرخ و صلب و با اندك خارى و ثمر آن در غلافى باريك لطيف و تخم آن از عدس كوچكتر و اندك پهن و سه قسم مىباشد سرخ و زرد و سفيد ( مخزن ) . توذرى و يقال توذ - رنج . . . و هو بزر يشبه الحرف و هو نوعان احمر و ابيض ( شرح اسماء ، م 384 ) .
توذرى كلمهايست فارسى و معرب آن كه در غالب كتب مفردات آمده توذريج است ( مايرهوف ، م 384 ) . توذريج ، گياهى علفى و داراى برگهائى با بريدگيهاى نامنظم و گلهائى كوچك و زردرنگ است . در كنار جادهها و اماكن غير زراعتى مىرويد . برگ و ساقه آن طعم گس و قابض دارد و داراى اسانس سولفوره است . خواص درمانى ، نيرو دهنده و ضد اسكوريوت است . در طب عوام به عنوان مدر و خلطآور مصرف دارد ( زرگرى ، ج 1 ، 127 - 128 ) .
تودرى ، قدومه ، قدامه ( فرهنگ معين ) .