موارد استعمال : حبس مماطل جايز است . تحرير الوسيله
مماكس -
كسى كه در خريد جنس با ديگران رقابت مىكند .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه در معامله بسيار چانه مىزند و تلاش زياد مىكند كه در خريد به زير قيمت بخرد و در فروش به بالاى قيمت بفروشد . مجمع البحرين
موارد استعمال : فرق گذاشتن بين مماكس و غيره مكروه است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مماكة -
مطالبهء كم كردن قيمت جنس .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : از مماكه در چهار چيز نهى شده است : اضحيّة ، كفن ، تمن نسمه ، در كرايهء حيوان براى مكّه .
من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 122
ممسك المال -
كسى كه در حال حاضر مال در دست او مىباشد .
موارد استعمال : اگر صاحب مال بگويد اين مال به عنوان امانت به او سپرده شده و ممسك المال بگويد به عنوان رهن پيش من است ، قول ممسك المال مقدم است .
شرح لمعه ، كتاب رهن
ممسوح -
ماليده ، لمس شده ، مساحت شده .
در عرف فقيهان ، درهم و دينارى را گويند كه سكه آنها ماليده و از بين برود .
موارد استعمال : پرداخت زكات در درهم و دينار ممسوح و واجب نيست .
شرح لمعه ، كتاب زكات
مملوك قديم -
بردهاى كه حداقل شش ماه از تملك آن گذشته باشد .
موارد استعمال : نذر عتق مملوك قديم منصرف مىشود به بردهايى كه شش ماه از تملك آن گذشته باشد . شرح لمعه ، كتاب عتق
مملوك مؤمن -
بردهاى است كه به مذهب حق جعفرى معتقد است .
موارد استعمال : عتق مملوك مؤمن مستحب است . شرح لمعه ، كتاب عتق
مناسب -
ملائم و موافق . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه با انسان قرابت نسبى دارد .
موارد استعمال : ديهء مقتول به مناسب و مسابب داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث
مناسخات -
چيزى را نقل مكان كردن و از حالتى به حالت ديگر آوردن . جمع مناسخة است . جواهر الكلام ، كتاب ارث
در عرف فقها ، مناسخات عبارت است از اينكه انسانى بميرد درحالىكه از او مالى و وراثى باقى مانده است و قبل از تقسيم ارث يكى از وراث بميرد .
شرح لمعه ، كتاب ارث ؛ طلبة الطلبه ، كتاب فرايض
مناضلة -
تمام تلاش خود را براى برترى در مسابقهء تيراندازى انجام دادن است .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : پس از برنده شدن يكى از طرفين عدم اعلام برنده در مقابل اخذ چيزى درست نيست به علت اينكه غرض نهايى مناضله فوت مىشود .
شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه
منافع الحرّ -
كار و فعاليت كه شخص با